به روال معمول نشریه برای حضور در محلات مختلف فردیس جهت انعکاس مشکلات مردم، این هفته با حضور در شهرک سپاه با نمایندگان اهالی به گفتگو نشستیم. این شهرک دارای پانصدوشصتویک ساختمان ویلایی و در حدود دوهزاروپانصد نفر جمعیت است که از سال 72 به تدریج در این شهرک ساکن شدهاند.
اهالی عمدتاً از پرسنل قدیمی سپاه پاسداران و پیشکسوتان جنگ و جبهه و بخش عمدهای از ایشان جانباز و بازنشسته هستند. افرادی که در آن دوران از جان و مال خود گذشتند اما هیچگاه به این خاطر خود را طلبکار از کسی نمیدانند و معتقدند «ما اگر کاری کردهایم بر اساس اعتقادات خودمان بوده و الان هم چیزی از کسی بابت این موضوع نمیخواهیم ولی به عنوان یک ایرانی و یک شهروند فردیسی به دنبال احقاق حقوق خودمان هستیم، آن هم نه برای خودمان که دیگر از ما گذشته بلکه به خاطر فرزندانمان که به دلیل نبود امکانات کافی هر روز در پیش دیدگانمام در کوچه و خیابان سرگردان هستند». آنچه در پی میآید گزارش کامل این دیدار است. هماهنگی این دیدار از طریق قربانعلی مشهدی از اعضای شورای معتمدان محلات و از ساکنان قدیمی شهرک سپاه، صورت گرفته است.
بارها در جلسات مختلف شاهد گلایهها و نارضایتی اهالی شهرک سپاه از وضعیت نابهسامان این منطقه بودیم که تا پیش از حضور در منطقه تصور میکردیم شاید در خصوص مشکلات اغراق میشود ولی زمانی که خودمان جهت تهیه گزارش به این محله مراجعه کردیم، متوجه شدیم مسائلی که اهالی مطرح میکردند شاید از مشکلات واقعی این شهرک کمتر هم باشد.
سعید غیاثی از ساکنان و معتمدان فعال شهرک سپاه که از اولین ساکنان این منطقه محسوب میشود صحبت را اینگونه آغاز کرد: «حدود سال 68 سپاه اعلام کرد که برای پرسنل در منطقه فردیس قصد ساخت واحدهای ویلایی دارد و ثبت نام از متقاضیان آغاز شد» وی ادامه داد: «پس از واریز مبالغ بنیاد تعاون سپاه ساخت این ساختمانها را آغاز کرد».
وی افزود: «زمین این شهرک طی قراردادی از سوی سازمان مسکن و شهرسازی به شرکت شهرکسازی که مسوولیت آن به عهده مهندس ترقی بود واگذار شده بود و قرار بود بر اساس نقشهی مصوبی که در آن علاوه بر واحدهای مسکونی تمامی سرانههای خدماتی، آموزشی، فرهنگی، بهداشتی و تجاری در آن پیشبینی شده بود، کار انجام شود.
از سال 72 به تدریج اهالی در این منطقه ساکن شدند و از همان زمان به دنبال حل مشکلات محله بودند زیرا نبود زیرساختهای لازم برای سکونت وجود نداشت، البته با یک تفاوت که اوایل به دنبال حل مشکل خودمان بودیم، ولی در حال حاضر به فکر حل مشکلات فرزندانمان هستیم».
غیاثی تصریح کرد: «اهالی این شهرک عموماً از قدیمیهای سپاه هستند که در حال حاضر بازنشسته شدهاند و در یک کلام جزو ثروتمندان محسوب نمیشوند که بتوانند برای جوانانشان خانه و زندگی فراهم کنند و مجبورند تا برای سر و سامان دادن به زندگی آنها بخشی از منزل خود را برای آنها در نظر بگیرند، ولی به واسطهی بلاتکلیفی حتی امکان بازسازی منازل خود را نیز نداریم».
این معتمد قدیمی در ادامه با اشاره به نبود زیرساختها و عدم اجرای تعهدات شهرکساز گفت: «شبکه برق موجود در شهرک به هیچ عنوان استاندارد نیست و توان کشش مصارف اهالی را ندارد؛ وضعیت به گونهای است که حتی کارمندان اداره برق در بازدیدی که از محل داشتند به این موضوع صحه گذاشتند و شبکه موجود را شبکه غیراصولی قلمداد کردند».
وی افزود: «در مورد آب نیز تا چهار سال قبل وضعیت نامطلوبی داشتیم و پس از آنکه آبفا شبکهی آبرسانی را تحویل گرفت تا حدود شانزده ماه قبضی برای اهالی صادر نشد و پس از آن نیز به یکباره مبالغی حدود ششصد تا هشتصد هزار تومان برای هر خانه قبض آب آمد و این در حالی بود که تا پیش از آن فقط در هر دوره هزینهی پرداختی هر خانوار بین دو تا چهار هزار تومان بود».
قربانعلی مشهدی یکی دیگر از معتمدان قدیمی و از اعضای شورای معتمدان محلات به نبود امکانات بهداشتی در محله اشاره کرد و گفت: «اکثر ساکنان از جانبازان هستند که در بین ایشان جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان نیز وجود دارد، به همین دلیل نیاز به دریافت خدمات درمانی و بهداشتی خاصی بوده که متأسفانه از آن بیبهره هستند».
وی تأکید کرد: «تمام اهالی، دفترچه بیمه و حتی بیمههای مکمل دارند ولی بهواسطهی نبود درمانگاه یا بیمارستان دولتی مجبور به عزیمت به کرج برای درمان هستند. البته یک درمانگاه خصوصی به تازگی در محله افتتاح شده است که به علت نداشتن قرارداد با بیمه، نرخ تعرفهها به صورت آزاد محاسبه میشود که عدهی بسیار کمی از اهالی توان پرداخت آن را دارند».
مشهدی تأسیس خانه بهداشت در این منطقه را حداقل اقدام لازم در بخش بهداشت دانست و گفت: «در اکثر روستاهای حتی دورافتاده کشور دستکم یک خانه بهداشت و مرکز تنظیم خانواده که واکسیناسیون و امورات ابتدایی درمانی را انجام میدهند وجود دارد، ولی در این محله حتی از داشتن این حداقل هم محروم هستیم».
داوود فلاح اصل که او هم از ساکنان قدیمی و معتمدان محله است از پیگیریهای مستمر خود برای حل مشکلات منطقه گفت: «از سالها قبل به هر کجا که فکر میکنید مکاتبه کردهایم. از شهردار و فرماندار و نماینده مجلس گرفته تا استاندار، ریاست جمهوری و وزارت مسکن و شهرسازی، ولی متأسفانه گوش کسی به حرف ما بدهکار نیست و هر کدام حل مشکل را به گردن دیگری میاندازد».
وی افزود: «بچههای اهالی هیچ جای برای گذراندن اوقات فراغت خود به جز خیابانهای شهرک ندارند، نه پارک، نه فرهنگسرا، نه مجتمع ورزشی و نه حتی وسایل ورزش صبحگاهی که در حال حاضر در تمام نقاط دورافتاده هم وجود دارد. البته کمبودهای محل تنها این اقلام نیستند بلکه نبود بازارهای میوه و ترهبار و درمانگاه و مراکز بهداشتی و دبیرستان دخترانه نیز از دیگر کمبودهای مهم در شهرک سپاه است».
فلاح اصل با اشاره به ساخت مسجد توسط اهالی گفت: «مسجد این محل یکی از زیباترین و بزرگترین مساجد فردیس است که تماماً با کمک اهالی ساخته شده است و اگر همت اهالی نبود هیچ مرکز مذهبی در منطقه وجود نداشت».
سعید غیاثی گفت: «شهرداری منطقه به این بهانه که هنوز شهرک را تحویل نگرفته است از ارائه هرگونه خدماتی به منطقه خودداری میکند. در حال حاضر نظافت معابر و جمعآوری زباله توسط شهرکساز انجام میشود که به هیچ عنوان وضعیت مطلوبی ندارد و بعضاً زبالهها تا چند روز در منازل باقی میمانند و بوی بد آن باعث آزار اهالی میشود».
وی افزود: «آسفالت هم که جای خود را دارد. در 10 کیلومتری کلانشهر کرج هنوز بسیاری از معابر خاکی هستند و آنهایی هم که آسفالت دارند به قدری کیفیتشان پایین و قدیمیست که با خیابانهای خاکی خیلی تفاوت ندارند».
غیاثی به حضور مسوولین مختلف در شهرک و قول مساعد ایشان برای حل مسائل اشاره کرد و گفت: «مسوولان بسیاری پس از پیگیریهای فراوان اهالی در منطقه حاضر شدند و قول مساعد برای حل مشکلات دادند که هیچکدام عملی نشد. سال قبل عباسی در مسجد سخنرانی کردند و گفتند شهرکساز را مجبور خواهیم کرد که سرانههای خدماتی را کامل کند و شهرک را تحویل بدهد، قولی که هنوز منتظر عملی شدن آن هستیم».
مشهدی در ادامه صحبتهای غیاثی گفت: «چند مرتبه فرمانداری طی نامهی مکتوبی از شهرداری خواسته تا نسبت به تحویل گرفتن شهرک و ارائه خدمات به آن اقدام کند، ولی شهرداری هنوز هیچ اقدامی نکرده است. جالب اینجاست که از یک طرف میگویند شهرک را تحویل نگرفتهایم، پس نمیتوانیم خدمات ارائه کنیم اما از سوی دیگر برای ما قبض عوارض صادر میکنند و این در حالی است که بعد از غروب آفتاب شهرک در تاریکی کامل به سر میبرد و هیچ روشنایی در معابر وجود ندارد».
وی افزود: البته همیشه در ایام انتخابات آقایان برای جلب نظر اهالی و رأی گرفتن در محل حاضر میشوند و وعدههای فراوانی میدهند اما به محض انتخاب شدن دیگری حتی پس از چندین بار دعوت از ایشان، حاضر نیستند در منطقه حاضر شوند.
غیاثی میگوید: برای حل مشکلات ما آیا شانزده سال پیگیری کافی نیست؟ اگر شهرکساز و شهرداری به هر دلیلی با هم مشکل دارند چرا مردم باید تاوان آن را پس بدهند؟ تا کی قرار است ما منتظر اقدام آقایان برای حل مشکلات خودمان باشیم؟ نمیگویم به عنوان یک عده ایثارگر، به عنوان یک شهروند که حقوقی دارد چرا نباید به مشکلات ما رسیدگی کنند؟
حرفها و گلایههای نمایندگان اهالی همچنان ادامه داشت و زمان و فرصت ما اندک و مجبور به خداحافظی با ایشان بودیم. در طول مسیر بازگشت به این مسأله فکر میکردیم که آخر چگونه ممکن است بعد از این همه سال پیگیری هنوز مسوولان چارهای برای حل مشکلات اهالی پیدا نکرده باشند؟
شهرکساز شهرک سپاه مانند برخی دیگر از شهرکسازان که یا متواری شدهاند و یا ورشکسته، نیست بلکه در حال حاضر در منطقه فردیس مشغول به فعالیت است. آیا این امکان وجود ندارد که با طرح دعوی علیه وی در مراجع قضایی ادامه کار دیگر پروژههای در حال ساخت او را منوط به اجرای تعهدات قبلی وی در شهرک سپاه کنند؟
در جلسهای که با حضور رئیس مسکن و شهرسازی استان تهران برگزار شده بود، مشکینی خطاب به شهردار منطقه گفت: «چرا مشکلات خود را به دوش ما میاندازید؟ مسکن و شهرسازی تنها ناظر عالیه در این شهرک بوده، آن هم زمانی که شهرک در خارج از محدودهی شهری قرار داشته ولی در حال حاضر این شهرک در داخل محدوده شهر است و مسکن و شهرسازی اگر بخواهد هم نمیتواند در این منطقه طبق قانون اقدامی انجام بدهد، اما این آمادگی را دارد که هر نوع همکاری با شهرداری در این خصوص را داشته باشد».
در جلسهی دیگری نیز که در سالن اجتماعات باشگاه میلاد برگزار شد، مقرر شده بود تا کمیتهای با حضور نمایندهی شهرداری و فرمانداری به همراه قوه قضاییه در این خصوص چارهاندیشی کنند و با طرف شکایت در مراجع قضایی، شهرکساز را مجبور به ایفای تعهدات خود کند؛ موضوعی که مانند سایر تصمیمات به هیچ نتیجهی مشخصی نرسید و اهالی همچنان درگیر مسائل و مشکلات هستند.
دائم حرف یکی از اهالی در ذهنمان میچرخید که میگفت اگر یکی از مسوولین در این محل ساکن بود و از نزدیک شاهد رنج و خانوادهاش میبود و مانند ما عرق شرم بر پیشانیاش مینشست، این مشکلات پس از گذشت 16 سال همچنان لاینحل باقی میماند؟
منبع خبر هفته نامه نوین