مقدمه
توسعه جغرافيايي شهر كرج و افزايش روزافزون جمعيت و دشواري تردد در اين كلان شهر، روز به روز تكيه بر امكانات و تجهيزات موجود يا آتي را كه بر مبناي الگوهايي در سطوح ملي و منطقه اي و يا حتي ناحيه اي شهر طراحي شده باشند، ناممكن تر مي سازد.
بسياري از امكانات ضروري و مورد نياز شهروندان در نقاطي از شهر وجود دارد كه به دليل دسترسي سخت و دشوار به آن، بسياري از خير استفاده از آن مي گذرند! حتي با فرض سهولت دسترسي يكسان به امكانات، نمي توان الگوي واحدي را براي رفع نيازهاي شهرونداني كه از نقاط مختلف جغرافيايي شهر و يا از طبقات مختلف اقتصادي يا با سليقه هاي متنوع اجتماعي و فرهنگي هستند، تدارك ديد و يا متوقع بود كه امكانات متمركز شهري به گونه اي يكسان در اختيار همه و مورد پذيرش همه شهروندان قرار گيرد.
از جمله تدابيري كه مديران اغلب كلان شهرها در مقابله با تورم نيازهاي شهرهاي بزرگ جهان انديشيده اند، تمركز زدايي و رويكرد به كوچكترين واحدهاي شهري يعني محله هاي شهر است.
در حقيقت با توجه به واحد محله، امكان در نظر گرفتن تجانس ها و اشتراكات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي شهروندان را مقدورتر مي سازد و تخمين اولويت ها و نيازها را به واقعيت نزديك تر مي كند.
كارشناسان شهري بر اين باورند كه با محور قرار دادن محله به عنوان الگوي تمركز زدايي خدمات و تجهيز شهري، مي توان مانع از هدر رفتن سرمايه ها و تدابير و امكانات شهري شد. زيرا در برنامه ريزي توسعه خدمات و امكانات در سطح محله، با تكيه بر هويت آن و نيازهاي فرهنگي آن، تعريف ميانگين هاي اقتصادي و اجتماعي و شناخت ويژگي هاي ساكنان محله از لحاظ سطح درآمد، قدرت خريد، سطح تحصيلات و غيره و نيز مشاوره با معتمدان محلي، ذائقه هاي فرهنگي اهالي محله و... مي توان ضريب اطمينان به ضرورت واقعي و عملي از سازه هاي شهري را تخمين زد و افزايش داد و با تكيه بر همين اطمينان بر ضمانت امكان جلب مشاركت سرمايه هاي بخش خصوصي در محله ها افزود.
در غير اين صورت احداث هر نوع سازه شهري با فرض وجود نياز عمومي شهروندان و بر مبناي الگوي متمركز در سطوح كلان ملي، شهري و يا منطقه اي هميشه با مخاطراتي رو در رو است كه ممكن است با شكست مواجه شود. در حقيقت بي علاقگي شهروندان، مي تواند مؤيد عدم توفيق يك برنامه كلان باشد.
محله، نخستين مكاني است كه كودك جرأت پيدا مي كند تا در آن خود را بيابد. دست مادر و پدر را رها كند، در آن خريد كند تا كم كم مسلط به همه جاي آن شود.
محله، شايد نخستين مكاني باشد كه كودك اجازه مي يابد ساعاتي را در آن به تنهايي و در جمع دوستان به بازي و تفريح بپردازد.
صداي بچه ها در اكثر محله ها با يك توپ پلاستيكي نه فقط در زمان اكنون، بلكه از گذشته هاي بسيار دورتر همواره به گوش مي رسد و خواهد رسيد.
هنوز هم همسايه ها، گله مند بازي بچه ها در حياط كوچك مجتمع هاي مسكوني و يا كوچه هاي باريك محله مي شوند و خواهند شد. هنوز هم مانند هميشه كودكان دغدغه يك دل سير بازي بدون غر ولند بزرگترها را در دل دارند!
اين قصه مشترك، زندگي همه ماست كه برخي آن را همواره زنده نگاه مي داريم و برخي خيلي زودتر از آنچه كه فكرش را بتوان كرد آن را به تل خاطرات دست نايافتني مي سپاريم و گم مي كنيم.
اما يك كارشناس جامعه شناسي در اين باره چنين مي گويد: محله مانند خانواده اولين و اصلي ترين بافت جوامع انساني است و بنيادي ترين جزء زندگي شهروندي محسوب مي شود و همان گونه كه اصلاح جوامع انساني بدون اصلاح خانواده متصور نيست، بهبود زندگي شهروندي نيز از «محله» آغاز مي شود.
واقعيت اين است كه ايجاد امكانات ارزان و عمومي ورزش در محله ها علاوه بر نقش سازنده اي كه بر سلامتي شهروندان دارد از اين طريق بسياري از معضلات جسمي ناشي از كم تحركي زندگي ماشيني و شهري نيز رفع مي شود و اين حركت در سلامت روح و روان شهروندان نيز بسيار مؤثر است و به طور طبيعي يك شهروند سالم و با روحيه در بهبود شرايط زندگي خود و ديگر همشهريانش مشاركت و تعامل بيشتر و سازنده اي خواهد داشت.
اگر تأمين نيازهاي محله در ابعاد مختلف مانند تأمين امنيت، بهداشت، آموزش و پرورش و... مهم است، اما بي شك يكي از مهمترين زيرساخت ها در ارتقاي كيفي زندگي شهروندي در محله هاي تهران پرداختن به بحث ورزش است. گذشته از آن يافتن استعدادهاي درخشان ورزشي هميشه از محله ها آغاز شده است و هر چه امكانات ورزش در محله ها بيشتر و ارزان تر شود استعدادهاي بيشتري شكوفا و كشف خواهد شد.
علاوه بر همه اينها بايد بسياري از آسيب ديدگي هاي جدي و مهم ورزشكاران حرفه اي امروز را در نتيجه ورزش در مكان هاي نامناسب و با وسايل غيراستاندارد در مراحل اوليه ورزش آنها در محله دنبال كرد.
جناب آقاي عباسي شهردار محترم فرديس
با اين مقدمه كه خدمتتان عرض نمودم ميگويم كه اگر نياز به ورزش و ورزشگاه و تجهيزات ورزشي، ضرورتي انكارناپذير است كه هست، وقت آن رسيده است كه ورزش از انحصار طبقات و وابستگي به هزينه ها و شرايط اقتصادي خاص خارج شود و در اختيار عموم مردم قرار گيرد.
رويكرد به انبوه سازي و ساخت ورزشگاه هاي كوچك با هزينه هاي حداقل و با كيفيت مطلوب و كميت بيشتر در سطح محله ها، با در نظر گرفتن ذائقه هاي فرهنگي و سلايق ساكنان محلات، از تدابير نوين مديريت شهري است.
رشته ها و امكانات ورزشي در اين مكان ها مي تواند به ساده ترين و عمومي ترين شكل ممكن و بر اساس علائق طيف جمعيتي محله شكل گيرد و برقراري ارتباط حتي ميان نسل هاي مختلف براي رشته هايي مانند ورزش هاي فوتبال، پينگ پونگ ، دوچرخه سواري ، واليبال، بسكتبال، ورزش هاي همگاني و غيره فراهم شود.