فرديس شبيه هيچ جاي ديگري نيست! همانطور كه حوزه نفوذ كرج با كلانشهر تهران درهم آميخته است.
حوزه نفوذ فرديس هم با ملارد، شهريار، انديشه، مشكيندشت، محمدشهر و گرمدره تعريف ميشود. بنابراين فرديس حوزهاي قوي است اما شرايط استاندارد و مثبت حاصل از اختلاط حوزهها در آن ديده نميشود. فرديس نه بافت طبيعي دارد و نه بافت باستاني. هويت اين شهر، مردم هستند و بس. بنابراين قرار گرفتن در چند كيلومتري پايتخت پيامدي جز سرريز جمعيت به اين محدوده نداشته است.
نكتهاي كه در اين ميان حائز اهميت است نمود «مشكلات متعدد» شهر فرديس در حوزههاي مختلف است. از جمله معضلات ملموس منطقه ميتوان به كمبود راههاي قابل دسترسي شهر اشاره كرد؛ يعني براي اتصال شهر به كرج تنها جاده ملارد كارآمد است. وروديهاي شهر هم هويت ندارند؛ يعني شما از هرطرف كه به فرديس وارد ميشويد تغييري احساس نميكنيد و فرديس به شكل يك محدوده جديد و جداي از محدوده قبلي به چشم ميآيد. در اين شهر مكاني به عنوان مركز شهر با كاربري تفريحي، فروشگاهي و خدماتي وجود ندارد و گسترش غيرمنطقي و افقي شهر با تبعيت نكردن از الگوهاي معماري سيماي شهر را مخدوش كرده است.
از سوي ديگر در تعريف «شهر» به محدودههايي با جمعيت بالاي 8هزار نفر اشاره شده است كه به اين ترتيب هر كدام از شهركهاي اقماري فرديس به طور مجزا در اين تعريف ميگنجد، اما كمبود فضاي آموزشي، خدماتي، فرهنگي و حتي فضاي سبز تمام ساختارها را به هم ريخته است. يكي ديگر از مشكلات مردم فرديس ناشي از معضل آبهاي سطحي است. در حالي كه آبهاي سطحي در همه جا سودمندند و مزيت محسوب ميشوند.
آبهاي سطحي فرديس كه از شيب مخروط افكنه كرج به اينسو ميآيند، اثري جز ايجاد گرفتاري براي مردم و تخريب آسفالت ندارند. همه اينها حاصل نبود شبكه هدايت آبهاي سطحي در فرديس است كه خود مشكل بزرگي به شمار ميآيد.