تبليغاتX
پايگاه اطلاع رساني فردیس - دغدغه‌ای به نام مردن در کرج
پوشش خبرهای حوزه استحفاظی و موضوعات مرتبط شهر فرديس

شاید بنا به ضرورت حرفه‌ای بارها در خصوص مشکلات «زندگی» شهروندان گزارش‌ها و مطالب گوناگونی را تهیه کرده بودیم، اما بروز برخی مسائل و حاد شدن آن‌ها موجب شد تا این بار گزارشی از مشکلات «مردن» شهروندان تهیه کنیم زیرا این روزها مشکلات شهروندان با مرگ پایان نمی‌گیرد بلکه تازه آغازی است برای مشکلاتی جدید از نوعی دیگر.اینجا کرج- کمال شهر- بهشت سکینه است. در اینجا قشر کم درآمد جامعه در زمین‌های خشک و لم یزرع به خاک سپرده می‌شوند و در چند قدم آن طرف‌تر باغی زیبا و پر از درخت و سایه برای کسانی است که از نظر مالی غنی هستند. در تمام آرامستان‌ها قطعه‌های رایگان و یا ارزان قیمت برای کسانی که توان مالی بالایی ندارند وجود دارد. در اینجا هم هست فقط با این تفاوت که این قطعه‌ها برای سفارش شدگان است و هیچ جایی برای افراد بی‌بضاعت وجود ندارد.قبل از اینکه به بهشت سکینه برویم و این وضعیت را به چشم ببینیم به اداره‌ی اوقاف رفته و با مسوول بقاع متبرکه به گفتگویی نه چندان طولانی پرداختیم و در این خصوص سوال کردیم. مرتضی نوابی که مسوولیت روابط عمومی اداره‌ی اوقاف کرج را نیز به عهده دارد، گفت: اداره ی اوقاف وظیفه نظارت بر امورات تمامی بقاع متبرکه را به عهده دارد. وی در خصوص وجود یا عدم وجود قبور رایگان اظهار داشت: تا چندی پیش والدین شهدا در امام زاده محمد به طور رایگان به خاک سپرده می‌شدند که به علت پر شدن فضای موجود دیگر این امکان وجود ندارد.وی تأکید کرد: بدون تردید در آرامستان‌های عمومی مانند بهشت سکینه قطعاتی برای افراد بی‌بضاعت در نظر گرفته شده است تا در اختیار این گونه افراد قرار گیرد، بالاخره از قدیم گفتند مرده که روی زمین نمی ماند؛ موضوعی که با مراجعه به بهشت سکینه قابل رویت بود اما با کمی تفاوت!به لطف سیستم نامناسب حمل و نقل عمومی حدوداً یک ساعتی طول کشید تا به بهشت سکینه برویم. در همان بدو ورود زنی را دیدم که با صدای بلند گریه و زاری می‌کرد اما نه از غم مرگ همسر که از غم نداری.او می‌گفت: 3 ماه بود که از همسرم بی‌خبر بودم، تا هفته پیش که متوجه مرگ همسرم شدم و اینکه در اینجا به خاک سپرده شده به اینجا آمدم تا برسر مزارش بروم. وقتی از مسوولین خواستم تا نشانی مزار همسرم را به من نشان بدهند به من گفتند تا پول قبر را ندهی محل قبر را به شما نشان نمی دهیم. من هیچ مبلغی نه دارم و نمی‌توانم بپردازم.زمان زیادی ازاین جریان نگذشته بود که آقایی با ظاهری آراسته از ماشینش پیاده شد و با در دست داشتن نامه‌ای سراغ دفتر مدیرعامل را می‌گرفت. یکی از کارمندان، محل دفتر را نشان داد. هنوز مرد چند قدمی دور نشده بود که آن کارمند به همکارش گفت: معلوم نیست دوباره از کدام عضو شورا یا شهرداری توصیه گرفته برای قبر رایگان در جای خوب. همین اتفاق افتاد و مرد شیک پوش توانست یک قطعه قبر رایگان را درقطعه نسبتاً خوب بگیرد.این اولین باری نیست که ما با چنین مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شویم ولی متأسفانه کسی برای این تبعیض طبقاتی در این شهر چاره اندیشی نمی کند و روزانه در این آرامستان یا آرامستان‌های دیگر شهر می توانیم شاهد باشیم.قیمت قبر در قطعه 20 بهشت سکینه 750 هزار تومان است و در قطعه دو و سه یک میلیون و هشتصد هزار تومان است، چگونه است برای خانه ابدیمان که همه همسطح هستند باید یک چنین نا هماهنگی اقتصادی باشد؟هنوز از قیمت‌ها متعجب نشوید. خبر اصلی باقی مانده! یکی از اعضای شورای اسلامی شهر در نشست‌های پیشین شورا، فروش قبر در امامزاده طاهر را 35 میلیون اعلام کرد و طی تذکری از شهردار خواست تا موضوع را پیگیری کند. این در حالی است که مسوول بقاع متبرکه: مرتضی نوابی قیمت قبر را در بهترین نقطه‌ی امام زاده 10 میلیون تومان اعلام کرد.به مهرشهر رفتیم و با اهالی مهرشهر به گفت‌وگو نشستیم. یکی از اهالی گفت: قیمت خانه‌ام 25 میلیون تومان می‌شود که بعد از مرگم فقط باید آن را بابت پول قبر بدهم. به فرزندانم گفته‌ام مرا در حیاط خانه‌ام خاک کنید. یکی دیگر از اهالی گفت: پدران ما این زمین‌ها را وقف کرده‌اند برای اهالی همین منطقه، حالا نه جایی برای ما در آن امام زاده وجود دارد و نه توان خرید قبر در این مکان را داریم.همیشه در میان تمام تمدن‌ها تبعیض بین انسان‌ها بوده و هست و در ایران هم این تبعیض‌ها وجود داشته که کاملاً به چشم می خورد. خوشبختانه روزبه‌روز این تبعیض‌ها کم رنگ‌تر وکمتر می‌شود اما در میان مردگان چه‌طور؟ آن‌ها که دست‌شان از دنیا کوتاه است و تنها بازماندگان هستند که باید جور این تبعیض پر از طنز را به دوش بکشند آن هم نه از این بابت که ما تنها همیشه جماعتی مرده پرست بودیم بلکه به خاطر اینکه مزاری باشد و یادبودی تا بتوانند خاطراتشان را با آنها مرور کنند.در کنار تمام این مشکلات بازار سیاهی که در آرامستان‌ها به وجود آمده خود معضل بزرگی است، برای مثال در بهشت سکینه سنگ فروشی که ماهیانه 9 میلیون تومان به شهرداری بابت اجاره می‌دهد پس ناچار است سنگ‌های چینی را با قیمتی گزاف به اسم سنگ‌های برزیلی در اختیار مردم بگذارد و یا گلفروشی که ماهیانه یک میلیون و پانصد هزار تومان بابت اجاره پرداخت می‌کند نا چار دسته‌های گل را از سر قبرها برداشته و دوباره آنها را می‌فروشد.آرامستان‌هایی که بومیان به علت بالا بودن قیمت قبر توان استفاده از آن را ندارند و مجبورند که محبوبان از دست داده خود را به مسیری دور به خاک بسپارند.شاید اگر مکان یابی مناسب برای ایجاد آرامستان‌ها در حاشیه شهرها با توجه به وسعت بالایی که کشور دارد و در کنار آن سرویس‌های حمل و نقل عمومی ارزان قیمت برای ایاب و ذهاب شهروندان در نظر گرفته شود و یا اگر با تأسیس تعاونی‌های خدماتی هزینه‌های مراسم را پایین آورد ( مانند آنچه در عروسی‌ها روی داده)، یا اگر با مدیریت صحیح در سازمان آرامستان‌ها هزینه‌های جاری و نرخ خدمات را پایین آورد، می‌توان امیدوار بود که کمی از درد و نگرانی مردم عزادار کاسته شود.فراموش نکنیم که مقام معظم رهبری به مسوولین بهداشتی کشور فرمودند:«کاری کنید دغدغه مردم بهبودی مریض باشد نه تهیه دارو و یافتن مراکز دارویی یا تهیه پول برای بیمار».اما امروز مردم بیشتر از اینکه داغ از دست دادن عزیزشان را داشته باشند باید داغ پیدا کردن قبر را نیز به دوش بکشند.
منبع خبر هفته نامه نوین

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:49  توسط محمدی   |