در پاریس شهردار مسؤلیت اجرای تصمیمهای شورای محلی و کنترل نهایی آنها، تهیه و تنظیم دستور جلسه و ریاست بر جلسه های شورا، کنترل و نظارت بر انجام خدمات عمومی، نمایندگی شهرداری در مسائل قانونی در ارتباط با حکومت مرکزی، نظارت و سرپرستی امور پرسنلی شهرداریها، تفویض و واگذار نمودن بودجه سالیانه برای تصویب شورارا دارد.
علاوه بر انجام وظایف شهرداری، همچنین شهردار نماینده دولت مرکزی( فرماندار منطقه پاریس بزرگ و عضو هیأت دولت) است.
شهرداری پاریس وظایف گسترده ای به عهده دارد که در ادامه ذکر می شود.شهرداری پاریس در عین وابستگی نسبی به دولت از اختیارات و وظایف گسترده ای برخوردار است .
اهم وظایف شهرداری پاریس به شرح زیر است:
ارائه خدمات شهری و زیر بنایی :
تأمین آب، تصفیه و انتقال و فاضلاب ، جمع آوری زباله،ایجاد و اداره گورستان، ارائه خدمات آتش نشانی،ایجاد ، توسعه نگهداری و تحقیقات در زمینه فضای سبز.
برنامه ریزی شهری :
تهیه طرحهای توسعه شهری ، نظارت بر امور معماری شهرسازی و صدور پروانه ساختمانی، نظارت و کنترل ساختمانی و غیره
مدیریت ترافیک شهری:
( زیر زمینی و رو زمینی)
حفاظت محیط زیست:
حفاظت آب، هوا .سروصدا ، بازیافت مواد زاید
رسیدگی به امور مدرسه ها
رسیدگی به امور فرهنگی ، جوانان و ورزش :
ترویج فعالیتهای ورزشی، برنامه ریزی برای اوقات فراغت و سرگرمیهای جوانان، اداره کتاب خانه ها، اداره فرهنگ سراها، اداره موزه ها، اداره سینماها و تئاترها، رسیدگی به امور بناهای تاریخی، اداره انجمن توسعه و حفظ و نگهداری میراث فرهنگی، رسیدگی به امور مربوط به تبادلهای فرهنگی، .رسیدگی به امور موسیقی، تأسیس خانه شعر، تأسیس حرکات و تصاویر.
رسیدگی به امور رفاهی و خدمات اجتماعی :
رسیدگی به بهداشت مدرسه ها، تأسیس انجمن حمایت از مادران و نوزادان، حمایت از کار افتادگان، انجام مطالعات در زمینه مسائل بهداشتی و رفاهی، گرد آوری اطلاعات اجتماعی ساکنان پاریس.
امور اقتصادی :
رسیدگی به امور بازارهای محلی، اداره بورس کاریابی، تأسیس دفتر توسعه اقتصادی، کاریابی
انجام کلیه امور عمرانی شهر :
شامل ساخت راهها، پلها و ساختمانهای مورد نیاز شهر.
در پاریس تقریباً تمامی وظایف که تصور انجام آنها در یک شهر می رود، بر عهده شهرداری قرار دارد، اهمیت شهرداری پاریس وقتی بیشتر احساس می شود که ارتقای شهردار قبلی پاریس به مقام ریاست جمهوری را به خاطر آوریم.
از آنجا که ما مرتبا در حوزه وظایف شهرداری مرتبا با این نوع خبرها ( مرمت آسفالت ، اصلاح هندسی ، مرمت پیاده رو و .....) مواجه میشویم بر آن شدم که وظایف شهرداری در کشورهای مختلف را در این پایگاه درج نمایم تا شاید متولیان امر بخود آمده و فکری هم بحال سایر وظایف خود در امور شهری ( البته وظایفی که مطابق قوانین کشور به شهرداریها واگذار شده ) بنمایند .
موضوع مهمی که از لحاظ وظایف شهرداریها در آلمان وجود دارد، این است که حکومت مرکزی می تواند در تمامی زمینه ها با پدید آوردن تغییرات قانونی، آزادی تصمیم گیری اداره های محلی را محدود کند. اما کاری که در این صورت انجام شده نیز نظارت بر حقوقی بودن مسأئل است. از طرف دیگر از آن جا که ۲۵٪ در آمد شهرداری از طرف مرکز تأمین می شود، در آلمان هم مانند سایرکشورها، بر کارکرد اداره های محلی از خارج تأثیرگذاشته می شود. اهم وظایف شهرداریهای آلمان به شرح است:
اداره تئاترها، اپراها، ارکسترها و موزه ها
خدمات در این زمینه در زمره وظایف محلی شهرداریها قرار دارد. با این وجود بجز موزه ها،باقی خدمات فوق را شهرداریهای بزرگ انجام می دهند.
کمکهای اجتماعی
شهرداریها در این زمینه به افراد محتاجی که از سازمان تأمین اجتماعی کمک نمی گیرند کمک می رسانند و در زمینه های مختلف از کمک به گذران زندگی روزانه گرفته تا کمکهای ویژه ( مانند کمک به بیماران، .پیران، .کوران و معلولان ) کوشش می کنند. علاوه بر اینها، شهرداریها اقدام به ایجاد تأسیسات خدمات اجتماعی کرده و دراین زمینه ها با دیگر نهادهای کمک رسانی همکاری می نمایند.
کمک به جوانان
وظایف شهرداریها در کمک به جوانان در دو زمینه متمرکز شده است. نخستین زمینه عبارت است از کارهای مربوط به آموزش و نگهداری از معلولان . دومین زمینه نیزبه طور کلی کارهای مربوط به تفریحات سالم جوانان در ایام بی کاری آنها می باشد.
اداره بیمارستانها
انجام خدمات بیمارستانی از جمله وظایفی است که از سوی حکومت ایالتی بر عهده شهرداریهاگذشته شده است. بدین سبب مسائلی نظیر تصمیم گیری در چگونه و در کجا ساختن .بیمارستان شهرداری، توسط شهرداری و حکومت ایالتی حل می شود. بعد از آن که بیمارستان ساخته شد، اداره آن به عهده شهرداری می باشد. پرسنل این نوع بیمارستانها، حتی پزشکان آنها کارکنان شهرداری محسوب می شوند.
خدمات بهداشتی
شهرداریها موظف هستند که در منطقه خود خدمات بهداشتی انجام دهند. مهمترین این خدمات عبارتند از : مبارزه با بیماریهای واگیردار، نظارت بر حفظ محیط زیست و تأمین ایمنی کار در مسائل مختلف، واکسیناسیون و سایر مسائل مرتبط .
ورزش
یکی از وظایف اداره محلی خود مختار شهرداریها در زمینه تربیت بدنی و خدمات ورزشی می باشد. شهرداریها یا خود به طور مستقیم تأسیسات ورزشی می سازند و یا با کمک به کلوپها، اتحادیه ها و انجمنهای ورزشی به تأسیس این گونه مراکز یاری می رسانند.
تدوین برنامه عمرانی، نوسازی و نظارت بر ساختمان
شهرداریها موظف هستند که برنامه توسعه آینده تمامی زمینهای داخل محدوده شهری ( به استثنای راه آهن فدرال، دفاع ملی و سازمان راهها) را به وسیله طرحهای عمرانی معین کنند. شهرداریها دارای حق ساخت، اصلاح و نوسازی ونیز می باشند. شهرداریها و طبق قوانین ایالتی و به نام حکومت ایالتی بر امر ساختمان سازی نظارت می کنند.
تـأمین مسکن اجتماعی
شهرداریها از طریق انتقال وام و کمک از منابع مالی ایالت به شرکتها و واحدهایی که در امر ساخت مسکن اجتماعی فعالیت می کنند به این امر یاری می رسانند و نیز می توانند در پرداخت کرایه منزل افراد فقیر سهمی .بر عهده بگیرند.
اداره باغچه ، جنگلها، پارکها و گورستانها
مثل همه کشورها در آلمان نیز احداث پارکها و نگهداری از آنها به عهده شهرداریهاست. فعالیت گورستانها توسط شهرداریها تنظیم می شوند. در شهرهای جنوب آلمان شهرداریها ساخت قبرها را نیز به عهده دارند.
ساخت خیابان پل و کانال
در آلمان وطیفه ساخت و نگهداری راه بین حکومت فدرال، ایالتها، بخشها و شهرداریها تقسیم شده است . شهرداریها مسوول ساخت و نگهداری راههای منطقه خود می باشند. همین اصل در مورد پلها و کانل های آب نیز مصداق دارد، ۹۰٪ هزینه ساختمان راههای جدید را صاحبان که در کنار راه قرار دارند، پرداخت می کنند.
سیستم فاضلاب
با این همه در سال اخیر به خاطر اجباری شدن تصفیه آبهای فاضلاب هزینه این کار بسیار بالا رفته است. امروزه شهرداریها این کار را با اخذ هزینه از مشترکان به انجام می رسانند.
جمع آوری و دفع زباله و پاکیزگی خیابان
هزینه های این خدمت سنتی شهرداری نیز امروزه به خاطر مخارج تکنیکی آن توسط خود مردم پرداخت می شود و این کار توسط یک واحد وابسته به شهرداری صورت می پذیرد.
تأمین آب مصرفی و آشامیدنی ، برق و گاز
می توان گفت که تمام شهرداریها کار تأمین آب مصرفی و رساندن آن به مشترکان را خودشان انجام می دهند. تهیه آب نیز از طرف اداره های /شهرداری و یاشرکتهای خصوصی انجام می شود.
موارد فوق در مورد برق، گاز و حرارت مرکزی نیز مصداق دارد. اما در مورد تأمین برق بیشتر شهرداریها، بجز شهرداریهای بزرگ وابسته به شبکه برق مرکزی هستند.
حمل و نقل مسافر در داخل شهر
حمل و نقلی که به وسیله اتوبوس، ترامو و مترو صورت می گیرد، جزئی از خدمات شهری محسوب می شود. اما این کار پرهزینه با همکاری شهرداریها،ایالتها و حکومت فدرال انجام پذیراست. راه اندازی و استفاده از تأسیسات مربوطه معمولاً به عهده مدیریتهای وابسته به شهرداری می باشد.
وظایف مربوط به امنیت و نظم اجتماعی
دادن اجازه برای گردهمایی و تظاهرات، صدور پروانه کسب برای کاسبها ( مشاغل مختلف و پمپ بنزینها) و نظارت برآنها – کنترل آلودگی محیط زیست، صدور برگ معاینه فنی برای وسائط نقلیه موتوری و صدور گواهی نامه رانندگی و برقراری نظم و رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی، اطلاع از محل واقامت شهروندان ، صدور شناسنامه و پاسپورت، انجام امور مربوط به ثبت احوال ( ازدواج، طلاق، تولد و فوت ) رسیدگی به امور اتباع بیگانه از جمله وظایف شهرداریهاست که با نظارت حکومت مرکزی انجام می گیرد.
خدمات آتش نشانی
امروزه واحدهای اطفا حریق شهرها به طور گسترده در کنار وظایف خود که جلوگیری از ایجاد حریق نجات افراد مصدوم و مهار حریق می باشد، یا به کارگیری تکنیکهای پیشرفته در کلیه شرایط فوق العاده مجهز و آماده خدمت می باشند.
مدرسه ها
امروزه شهرداریها وظایفی چون ساخت، تعمیر و نگهداری مدرسه های ابتدائی، راهنمایی، دبیرستانها را به عهده دارند نظافت، تأمین وسایل آموزشی و نگهداری این گونه بناها را شهرداریها به کمک افراد تحت استخدام خود انجام می دهند شهرداریها می توانند به تنهایی و یا به کمک سایر اداره های محلی نسبت به تأسیس کلاسهای آموزشی جهت بزرگ سالان اقدام نمایند.
کتاب خانه ها
ایجاد کتاب خانه ها، احداث ساختمان برای آنها، تأمین پرسنل مورد نیاز، تهیه و خرید کتاب و انجام امور مالی آنها از جمله وظایف شهرداریها می باشد.
تشویق پیشرفت اقتصادی
در سال اخیر، شهرداریها به مسأله تشویق پیشرفت اقتصادی و کمک در این زمینه، در صورتی که امکانات و پرسنل زیادی را مطالبه نکند، اهمیت بیشتری می دهند. شهرداریها برای نیل به این هدف سعی می کنند که منطقه خود را از لحاظ اقتصادی جذاب کنند و در شهر انکانات سرمایه گذاری جدید فراهم نمایند و بدین ترتیب توان اقتصادی شهر را افزایش دهند. راههای این کار که توسط شهرداریها در پیش گرفته شده اند عبارتند از تبلیغات شناساندن، مشاوره، کم کردن بوروکراسی، فراهم آوردن زمین و غیره.
کوششهای اقتصادی شهرداری
در این زمینه فرق زیادی از لحاظ اجرایی بین شهرداریها و ایالتهای مختلف وجود دارد. برای مثال، شهرداری هانوور از طریق یک شرکت سهامی که ...% سهام آن را در مالکیت خود دارد،به همراهی حکومت ایالتی ، فرودگاه هانوور را اداره می کند، یک شرکت دیگر از همین نوع نمایشگاه بین المللی هانوور را اداره می کند. شهرداری مالک صندوق پس انداز نیز می باشد.
چنانکه ملاحظه می شود، در آلمان دامنۀ وظایف شهرداریها بسیار گسترده می باشد . در این کشور شهرداریها متولی امور فرهنگی، امور رفاه اجتماعی ، امور بهداشتی ، ورزش مسکن اجتماعی، برنامه های عمرانی ، زیرساختهای حمل و نقل، خدمات شهری شامل آتش نشانی، تنظیف شهر، جمع آوری و دفع زباله و حتی امور انتظامی و امنیتی می باشد. جالب این جاست، صدور مجوز برای گردهمایی نیز یکی از وظایف شهرداریهاست. این امر نشان دهنده جایگاه شهرداری در جامعه دموکرات آلمان می باشد.
در پی انتقاد شهردار محترم فرديس از تخريب اموال عمومي توسط برخي افراد بي مسووليت در اين منطقه بر آن شدم تا درباره این پديده آزاردهنده که متاسفانه تقریبا اکثر جوامع بشری با آن مواجه هستند تحقیقی انجام داده و نتیجه آنرا جهت بهره برداری خوانندگان محترم سایت قرار دهم باشد تا انشاء الله مورد توجه قرار گیرد :
وندال نام قومي از اقوام ژرمن اسلاو بوده كه در قرن پنجم ميلادي، در سرزمينهاي واقع در
ميان دو رودخانه اودر و ويستول زندگي ميكردند.
آنان مردماني جنگجو، خونخوار و بيرحم بودند كه به كرات، به سرزمينهاي اطراف خود تجاوز ميكردند و هر جا ميرفتند، به تاراج و تخريب اموال و آتش زدن آباديها ميپرداختند.
وندالها پيش از ورود به آفريقا، چندي در جنوب اسپانيا سكني گزيدند. گفته شده كه نام <اندلس> در اسپانيا برگرفته از نام <وندلوسيا> (سرزمين وندالها) است.
وندالها كه در يك دوره زماني، سرزمينهاي گل (فرانسه امروز) و اسپانيا را در سيطره خود داشتند، به روم حمله بردند و در چند سال، حوزه وسيعي شامل كارتاژ تا مديترانه را تحت نفوذ خود داشتند.
از آنجا كه وندالها در سال 455تحت فرمانروايي شاه گايسريك، شهر روم را ويران كردند، به هنگام انقلاب فرانسه، واژه <ونداليسم> هم معني با <ويرانگري>، وارد زبان فرانسه و ديگر زبانهاي اروپايي شد.
روحيه ويرانگرانه اين قوم سبب شده است كه همه رفتارهاي بزهكارانهاي را كه به منظور تخريب اموال، اشيا و متعلقات عمومي صورت ميگيرد و نيز تخريب و نابودي آثار هنري و دشمني با علم و صنعت و آثار تمدن را به ونداليسم تعبير كنند. ونداليسم در صورت جديد آن، با شكلگيري جوامع مدرن پديد آمده است. آنچه كه ديده ميشود نيز تاييدي است براينكه اينگونه از خشونتها، از روستاها به شهرها، و از شهرها به كلانشهرها بيشتر و بيشتر ميشود. وندالها ميتوانند گسترهاي از عاديترين و آرامترين شهروندان تا جنايتكاراني را كه بدون انگيزههاي مالي يا شغلي دست به جنايت ميزنند، در بر بگيرند.
وندالها كه فرزند ناخلف مدرنيسم به حساب ميآيند، در تمام دنيا در همه شهرها، خيابانها و اماكن عمومي مشغول فعاليتاند و همه آنچه را كه ساخته دست بشر يا مورد استفاده اوست، نابود ميكنند. آثار هنري(!) ناشي از تلاش بيوقفه وندالها را در همه جا ميشود ديد: تخريب اموال مدرسه، علائم ترافيكی، تابلوهاي راهنمايي و رانندگي، شكستن شيشه اماكن خالي از سكنه، شكستن لامپ چراغهاي برق در خيابانها و پاركها، تخريب كيوسك تلفن ، قطع سيمهاي برق و تلفن، شكستن درختان در خيابانها و پاركها، تخريب مجسمههاي ميادين، تخريب اموال در اماكن عمومي مانند كتابخانهها، گالريها و موزهها، پارهكردن صندلي سينماها، تئاترها و اتوبوسهاي شهري، تخريب و صدمه زدن به اتومبيلهاي پارك شده، قطارها و ترنهاي زيرزميني، تخريب اموال بيمارستانها و مراكز تجاري، ايجاد آتشسوزي در جنگلها، استفاده از مواد منفجره نظير ترقه و... همگي ازرايجترين صورتهاي رفتار بزهكارانه و ونداليستي در جوامع مدرن است؛ رفتاري كه ميتواند از شهر به شهر و از فرهنگ به فرهنگ تفاوت كند، اگرچه روح آن همان تمايل به خرابكردن است. براي مثال اگر در استراليا و اروپا تمايل بيشتري به كندن علائم راهنمايي و رانندگي ديده ميشود، در ايران وندالها بيشتر ترجيح ميدهند صندلي اتوبوسها را نابود و روي درختها كندهكاري كنند!
دكتر محمدعلي حاجبي، جامعهشناس درباره پديده آزاردهنده «ونداليسم» كه بسياري از شهروندان و دستاندركاران امور شهري را به دردسر مياندازد، ميگويد: «اين پديده ناخوشايند، خسارتهاي مالي بسيار هنگفتي را به مديريتهاي شهري تحميل ميكند. در واقع خسارتهاي مالي اين پديده نيز بار سنگيني را بر دوش شهروندان تحميل ميكند. البته اين پديده، تنها به كشور ما محدود نميشود و در بيشتر شهرهاي جهان و حتي كشورهاي پيشرفتهاي همچون آلمان، فرانسه، آمريكا و... نيز بسيار پررنگ است. در واقع «ونداليسم» به ناهنجارياي اطلاق ميشود كه در لغت به معناي هرج و مرجطلبي ضدشهري و تخريب اموال عمومي است و از ناهنجاريهاي اجتماعي در جوامع شهري محسوب ميشود. عنوان «وندال» از قومي وحشي در قرن هجدهم كه در اسپانيا زندگي ميكردند وام گرفته شده است. وندالهاي كهن در هجومهاي وحشيانه خود چيزي را ويران ميكردهاند كه خود نساخته بودند، اما وندالهاي مدرن چيزي را نابود ميكنند كه از آن جامعه خودشان است.»
هرچند كه اين ناهنجاري اجتماعي را بعضيها به عنوان يك جرم نميشناسند، اما بايد گفت كه خرابكاران شهري از نوعي خشونت دروني رنج ميبرند كه در صورت كنترل نشدن آن ميتواند به ناهنجاريها و آسيبهاي بزرگتري ختم شود. دكتر حاجبي در اين باره ميگويد: «خرابكاران اموال شهري در واقع از يك نوع آسيب اجتماعي رنج ميبرند. ونداليسم همچون ساير انحرافات اجتماعي ناشي از ناسازگاريهاي حاكم بر روابط فرد و جامعه، كمكاري برخي نهادهاي جامعه در انتقال ارزشهاي اجتماعي، عكسالعمل خصمانه و خشن برخي از افراد به تحميل و شرايط نامطبوع و ناعادلانه بيروني است. از ديد جرمشناسي، ونداليستها افراد نابهنجاري در جوامع شهري محسوب ميشوند كه با اقدام خرابكارانه خود به تعادل رواني ميرسند. با اين حال «ونداليسم» با هر دليل و بهانهاي، پديده مخربي است كه اموال عمومي شهرها را نابود ميكند و بيتوجهي به علل و ريشههاي آن، ميتواند به بحرانهاي بزرگتري ختم شود. البته قوانين موجود در ايران، مجازات سنگيني را براي افراد خلافكار تعيين ميكند و علاوه بر اين كه فرد خرابكار بايد تمام هزينههاي مربوط به خرابكارياش را بپردازد، حكمي بين 3 تا 10 سال زندان براي او تعيين ميشود كه هدف از آن تنبيه فرد خاطي است، تجربه ثابت كرده اين مجازاتها تاثير مثبتي در فرد خرابكار نخواهد داشت و پس از آزادي ميزان خسارت وارده از سوي او را به جامعه شهري افزايش ميدهد.»
ريشههاي مشكل
دكتر حاجبي معتقد است، در ايران اين پديده چندان شناختهشده نيست و بسياري از مردم، حتي در مواردي خود افراد خرابكار اين عمل را تنها به عنوان يك شيطنت تعريف ميكنند و نميدانند كه اين عمل در واقع جرم است. آنها تخريب اموال عمومي را يك نوع تفريح ميدانند. اين جامعهشناس درباره طبقهبندي اجتماعي خرابكاران و مجرماني كه در اين گروه ميگنجند، اضافه ميكند: «وندالها ميتوانند گسترهاي از عاديترين و آرامترين شهروندان تا جنايتكاران را كه بدون انگيزههاي مالي يا شغلي دست به جنايت ميزنند در بر گيرند.
وندالها افرادي كينهجو، تندخو يا شايد منزوياند اما چيزي كه درباره آنها مهم است اين كه دلايلشان براي ابراز خشونت چنان غريزي و دروني است كه حتي اعمال مجازات و تنبيهات نيز براي بازداشت برخي از آنها چارهساز نيست.
آنها را نميتوان شناخت؛ كساني كه در زير ظاهري آرام ممكن است در حالي كه روبهروي شما نشستهاند و به شما لبخند ميزنند در حال پاره كردن صندليهايي باشند كه روي آن نشستهاند. گرچه ونداليسم ريشه در عدم سلامت رواني افراد دارد، اما تخريب اموال عمومي نوعي انتقامجويي در برابر كمبودهاي رفاهي و اجتماعي است كه افراد انتظار دارند. به اين ترتيب كه وقتي رفاه اجتماعي و خدماتي ضعيف است افراد خود را براي حفظ آنچه اموال عمومي ناميده ميشود مسوول نميدانند، البته اين ديدگاه از جنبه جامعهشناسي قابل بررسي است. به هر حال در قوانين شهري نميتوان اين گروه را بيمار ناميد، يا حداقل صرفا بيمار، زيرا آنها با اعمال خرابكارياشان مرتكب جرم ميشوند. وندالها در عين حال در يك گروه سني معين واقعاند و ونداليسم، خاص گروه سني معيني است. براساس تحقيقات انجام شده، كودكان، نوجوانان و جوانان بين سنين 10 تا 25 سال بيش از ديگر گروههاي سني به ونداليسم روي ميآورند. همچنين موارد ونداليسم در مناطق شهري به مراتب بيش از مناطق روستايي است.»
در اين زمينه، تجربه نشان ميدهد كه تنبيه عوامل تخريب، نهتنها نميتواند خرابكاران را از اين آسيب اجتماعي دور كند، بلكه آنها را براي انتقامجويي بيشتر تحريك ميكند. دكتر حاجبي در اينباره معتقد است: «جامعهشناسان شهري در اين مورد بيشتر به ايجاد بسترهاي رفتاري و اجتماعي اشاره دارند و در ايجاد چنين بستري نيز بيش از هر عاملي، بر رفع و حذف بيعدالتي و نابرابريها در ساختار نظامهاي اجتماعي تاكيد ميكنند. اما در حيطه عملكردي مديريتهاي شهري، براي مقابله با نتايج «ونداليسم» كشف علتها و ريشههاي اقدام تخريبي، بهبود استانداردهاي زندگي شهري در تمامي مناطق و محلات شهري و بويژه در مناطق و محلات محروم و ايجاد اعتماد و باور عمومي نسبت به فعاليتهاي مديريت شهري توصيه ميشود.»
اين جامعهشناس اضافه ميكند: «به هر حال نميتوان «وندال» را در رديف مجرمان قرار نداد، اما اين جرم و شهرستيزي او ريشههاي عميقي دارد كه ميتوان با فراهم كردن بسترهاي سالم در يك جامعه با آن مقابله كرد. نتايج يك پژوهش درباره خرابكاران و مجرمان شهري نشان ميدهد كه ميزان بيماري افسردگي و پرخاشگري در گروه وندالها به مراتب بيش از گروه غيروندال بوده است، به طوري كه بالغ بر 70 درصد وندالها به بيماري پرخاشگري و حدود 67 درصد آنها به بيماري افسردگي دچار بودهاند.
قريب به 60 درصد از مددجويان وندال مورد مطالعه، سابقه تنبيه بدني در مدرسه و بيش از نيمي از آنها تجربه فرار از مدرسه را داشتهاند. حدود نيمي از مددجويان وندال، والدين خود را بيبند و بار و سهلانگار تلقي ميكرده و حدود نيمي از آنها، احساس ستيز با والدين خود داشتهاند. همچنين چندي پيش انجمن جامعهشناسي دانشگاه آزاد در نتايج تحقيقاتي مشابه در اين زمينه اعلام كرد، حدود 43 درصد اين مجرمان كه در اين تحقيق با آنها گفتگو شده است، قبل از ورود به دوره راهنمايي ترك تحصيل كردهاند و بيش از 7 درصد آنان داراي والدين بيسواد و كمسواد با درآمدهاي اندكند. اين تحقيقات همچنين نشان ميدهد 62 درصد وندالهاي مورد مطالعه، فرزندان والدين ناموفق در زندگي زناشويي و متعلق به خانوادههاي از هم پاشيدهاند.
33 درصد داراي والدين معتاد و 41 درصد داراي والديني با سابقه مجرميت هستند و 61 درصد آنها تنبيه بدني در منزل، مدرسه و محيط اجتماعي پيرامون خود را تجربه كردهاند.»
مطالب به نقل از روزنامه اطلاعات شماره 24129و خانم حديث ضابطي
طبق مطالعاتي كه انجام شده است، سالانه حدود يك ميليون كودك و نوجوان در سراسر دنيا
،منزل خود را ترك مي كنند و والدين در اكثر موارد، علت اصلي فرار فرزندان خود هستند .
مهجوري كارشناس مركز مشاوره و مددكاري معاونت اجتماعي فرماندهي انتظامي استان تهران با اعلام اين موضوع بين كرد : فرار از منزل در تعريف يعني ، ترك خانه به مدت حداقل 24 ساعت بدون اجازه و رضايت والدين .در بحث فرار از منزل هم پسران و هم دختران مطرح هستند ، اما دختران در اين ميان آسيب پذير بوده و عواقب ناگوار تري در انتظار انهاست . علل مختلفي در بروز فرار از منزل عنوان شده است كه عمده ترين آنها وجود مشكلات و نابساماني هاي خانوادگي است .
وي تصريح كرد: شرايطي چون كشمكش ها و ناسازگاري هاي والدين با يكديگر ، طلاق ، خشونت جسمي و عاطفي ، استبداد رفتاري ، فقر ، اعتياد والدين ، سوء استفاده جنسي و جسمي در خانه ، ازدواج اجباري و . . . از جمله علل اختلافات خانوادگي هستند كه زمينه را براي فرار فرزندان مهيا مي سازد .
مهجوري در ادامه افزود : فرار از منزل پيامد هاي فردي و اجتماعي متعددي به همراه دارد . سوء استفاده جنسي و جسمي ،گرفتار شدن در باند هاي فساد و فحشاء ، ابتلا به بيماري هاي خطر ناكي چون (ايدز، هپاتيت و . . . . ) خودكشي ، اعتياد، سرقت، قتل و به خطر افتادن امنيت اخلاقي و اجتماعي و . . . تنها بخشي از آسيب هايي است كه به دنبال فرار از منزل رخ مي دهد . با اين توضيحات پر واضح است كه پيشگيري در جهت فرار از منزل بر هر اقدام ديگري ابرتري دارد . در اين ميان نقش خانواده بسيار پررنگ و سرنوشت ساز مي باشد . والدين بايد بدانند كه با ايفاي صحيح نقش خود مي توانند از وقوع حوادثي چون فرار از منزل جلوگيري نمايند .
مهجوري به جوانان در آستانه ازدواج و افرادي كه ازدواج كرده اند و صاحب فرزندي مي باشند توصيه كرد با رعايت موارد زير در جهت پيشگيري از وقوع پديده هايي چون فرار ازمنزل سهيم باشند .
1- مشكلات و اختلافات اجتناب ناپذير ميان خود را در فضايي آرام و بدور از تنش حل نمايند .
2- با ايجاد آرامش رواني، فضايي مطلوب براي خود و فرزندان در خانه ايجاد كنند .
3- با فراگيري روش هاي صحيح تربيت فرزند در جهت سالم سازي فضاي خانواده و اجتماع كوشا باشند .
4- همواره در نظر داشته باشند كه هر گونه سوء رفتار با فرزندان موجب پيامد هاي منفي خواهد شد .
5- نياز هاي عاطفي و رواني فرزندان به اندازه ساير نياز ها اهميت دارد ، لذا خود را در قبال برآورده كردن اين نياز ها مسئول بدانند .
6- با ايجاد رابطه اي صميمي با همسر و ساير اعضاي خانواده روند صحيحي را در زندگي خود ايجاد كنند .
7- در نظر داشته باشند در هر زماني كه تمايل دارند مي توانند از تخصص و تجربيات مشاوران خانواده و روانشناسان بهره مند شوند .
منبع شبكه خبري كرج