|
عضو کمیسیون امنیت داخلی و شوراهای مجلس شورای اسلامی از تصویب استانی جدید تحت عنوان "البرز" به مرکزیت کرج خبر داد. | |
|
ولی اسماعیلی در خصوص جلسه دیروز یکشنبه این کمیسیون برای بررسی ایجاد یک استان جدید تحت عنوان البرز گفت: این استان به مرکزیت کرج و توابع نظرآباد و ساوجبلاغ به تصویب اکثریت اعضای کمیسیون تخصصی امنیت داخلی و شوراها رسید. وی افزود: در این جلسه که با حضور معاون وزیر کشور و مدیر کل تقسیمات کشوری برگزار شد موافقین و مخالفین دلایل خود را مطرح کرده و در پایان با رای گیری که صورت گرفت تاسیس استان جدید تحت عنوان البرز به تصویب رسید. |
شاید بنا به ضرورت حرفهای بارها در خصوص مشکلات «زندگی» شهروندان گزارشها و مطالب گوناگونی را تهیه کرده بودیم، اما بروز برخی مسائل و حاد شدن آنها موجب شد تا این بار گزارشی از مشکلات «مردن» شهروندان تهیه کنیم زیرا این روزها مشکلات شهروندان با مرگ پایان نمیگیرد بلکه تازه آغازی است برای مشکلاتی جدید از نوعی دیگر.اینجا کرج- کمال شهر- بهشت سکینه است. در اینجا قشر کم درآمد جامعه در زمینهای خشک و لم یزرع به خاک سپرده میشوند و در چند قدم آن طرفتر باغی زیبا و پر از درخت و سایه برای کسانی است که از نظر مالی غنی هستند. در تمام آرامستانها قطعههای رایگان و یا ارزان قیمت برای کسانی که توان مالی بالایی ندارند وجود دارد. در اینجا هم هست فقط با این تفاوت که این قطعهها برای سفارش شدگان است و هیچ جایی برای افراد بیبضاعت وجود ندارد.قبل از اینکه به بهشت سکینه برویم و این وضعیت را به چشم ببینیم به ادارهی اوقاف رفته و با مسوول بقاع متبرکه به گفتگویی نه چندان طولانی پرداختیم و در این خصوص سوال کردیم. مرتضی نوابی که مسوولیت روابط عمومی ادارهی اوقاف کرج را نیز به عهده دارد، گفت: اداره ی اوقاف وظیفه نظارت بر امورات تمامی بقاع متبرکه را به عهده دارد. وی در خصوص وجود یا عدم وجود قبور رایگان اظهار داشت: تا چندی پیش والدین شهدا در امام زاده محمد به طور رایگان به خاک سپرده میشدند که به علت پر شدن فضای موجود دیگر این امکان وجود ندارد.وی تأکید کرد: بدون تردید در آرامستانهای عمومی مانند بهشت سکینه قطعاتی برای افراد بیبضاعت در نظر گرفته شده است تا در اختیار این گونه افراد قرار گیرد، بالاخره از قدیم گفتند مرده که روی زمین نمی ماند؛ موضوعی که با مراجعه به بهشت سکینه قابل رویت بود اما با کمی تفاوت!به لطف سیستم نامناسب حمل و نقل عمومی حدوداً یک ساعتی طول کشید تا به بهشت سکینه برویم. در همان بدو ورود زنی را دیدم که با صدای بلند گریه و زاری میکرد اما نه از غم مرگ همسر که از غم نداری.او میگفت: 3 ماه بود که از همسرم بیخبر بودم، تا هفته پیش که متوجه مرگ همسرم شدم و اینکه در اینجا به خاک سپرده شده به اینجا آمدم تا برسر مزارش بروم. وقتی از مسوولین خواستم تا نشانی مزار همسرم را به من نشان بدهند به من گفتند تا پول قبر را ندهی محل قبر را به شما نشان نمی دهیم. من هیچ مبلغی نه دارم و نمیتوانم بپردازم.زمان زیادی ازاین جریان نگذشته بود که آقایی با ظاهری آراسته از ماشینش پیاده شد و با در دست داشتن نامهای سراغ دفتر مدیرعامل را میگرفت. یکی از کارمندان، محل دفتر را نشان داد. هنوز مرد چند قدمی دور نشده بود که آن کارمند به همکارش گفت: معلوم نیست دوباره از کدام عضو شورا یا شهرداری توصیه گرفته برای قبر رایگان در جای خوب. همین اتفاق افتاد و مرد شیک پوش توانست یک قطعه قبر رایگان را درقطعه نسبتاً خوب بگیرد.این اولین باری نیست که ما با چنین مسائل و مشکلاتی مواجه میشویم ولی متأسفانه کسی برای این تبعیض طبقاتی در این شهر چاره اندیشی نمی کند و روزانه در این آرامستان یا آرامستانهای دیگر شهر می توانیم شاهد باشیم.قیمت قبر در قطعه 20 بهشت سکینه 750 هزار تومان است و در قطعه دو و سه یک میلیون و هشتصد هزار تومان است، چگونه است برای خانه ابدیمان که همه همسطح هستند باید یک چنین نا هماهنگی اقتصادی باشد؟هنوز از قیمتها متعجب نشوید. خبر اصلی باقی مانده! یکی از اعضای شورای اسلامی شهر در نشستهای پیشین شورا، فروش قبر در امامزاده طاهر را 35 میلیون اعلام کرد و طی تذکری از شهردار خواست تا موضوع را پیگیری کند. این در حالی است که مسوول بقاع متبرکه: مرتضی نوابی قیمت قبر را در بهترین نقطهی امام زاده 10 میلیون تومان اعلام کرد.به مهرشهر رفتیم و با اهالی مهرشهر به گفتوگو نشستیم. یکی از اهالی گفت: قیمت خانهام 25 میلیون تومان میشود که بعد از مرگم فقط باید آن را بابت پول قبر بدهم. به فرزندانم گفتهام مرا در حیاط خانهام خاک کنید. یکی دیگر از اهالی گفت: پدران ما این زمینها را وقف کردهاند برای اهالی همین منطقه، حالا نه جایی برای ما در آن امام زاده وجود دارد و نه توان خرید قبر در این مکان را داریم.همیشه در میان تمام تمدنها تبعیض بین انسانها بوده و هست و در ایران هم این تبعیضها وجود داشته که کاملاً به چشم می خورد. خوشبختانه روزبهروز این تبعیضها کم رنگتر وکمتر میشود اما در میان مردگان چهطور؟ آنها که دستشان از دنیا کوتاه است و تنها بازماندگان هستند که باید جور این تبعیض پر از طنز را به دوش بکشند آن هم نه از این بابت که ما تنها همیشه جماعتی مرده پرست بودیم بلکه به خاطر اینکه مزاری باشد و یادبودی تا بتوانند خاطراتشان را با آنها مرور کنند.در کنار تمام این مشکلات بازار سیاهی که در آرامستانها به وجود آمده خود معضل بزرگی است، برای مثال در بهشت سکینه سنگ فروشی که ماهیانه 9 میلیون تومان به شهرداری بابت اجاره میدهد پس ناچار است سنگهای چینی را با قیمتی گزاف به اسم سنگهای برزیلی در اختیار مردم بگذارد و یا گلفروشی که ماهیانه یک میلیون و پانصد هزار تومان بابت اجاره پرداخت میکند نا چار دستههای گل را از سر قبرها برداشته و دوباره آنها را میفروشد.آرامستانهایی که بومیان به علت بالا بودن قیمت قبر توان استفاده از آن را ندارند و مجبورند که محبوبان از دست داده خود را به مسیری دور به خاک بسپارند.شاید اگر مکان یابی مناسب برای ایجاد آرامستانها در حاشیه شهرها با توجه به وسعت بالایی که کشور دارد و در کنار آن سرویسهای حمل و نقل عمومی ارزان قیمت برای ایاب و ذهاب شهروندان در نظر گرفته شود و یا اگر با تأسیس تعاونیهای خدماتی هزینههای مراسم را پایین آورد ( مانند آنچه در عروسیها روی داده)، یا اگر با مدیریت صحیح در سازمان آرامستانها هزینههای جاری و نرخ خدمات را پایین آورد، میتوان امیدوار بود که کمی از درد و نگرانی مردم عزادار کاسته شود.فراموش نکنیم که مقام معظم رهبری به مسوولین بهداشتی کشور فرمودند:«کاری کنید دغدغه مردم بهبودی مریض باشد نه تهیه دارو و یافتن مراکز دارویی یا تهیه پول برای بیمار».اما امروز مردم بیشتر از اینکه داغ از دست دادن عزیزشان را داشته باشند باید داغ پیدا کردن قبر را نیز به دوش بکشند.
منبع خبر هفته نامه نوین
به روال معمول نشریه برای حضور در محلات مختلف فردیس جهت انعکاس مشکلات مردم، این هفته با حضور در شهرک سپاه با نمایندگان اهالی به گفتگو نشستیم. این شهرک دارای پانصدوشصتویک ساختمان ویلایی و در حدود دوهزاروپانصد نفر جمعیت است که از سال 72 به تدریج در این شهرک ساکن شدهاند.
اهالی عمدتاً از پرسنل قدیمی سپاه پاسداران و پیشکسوتان جنگ و جبهه و بخش عمدهای از ایشان جانباز و بازنشسته هستند. افرادی که در آن دوران از جان و مال خود گذشتند اما هیچگاه به این خاطر خود را طلبکار از کسی نمیدانند و معتقدند «ما اگر کاری کردهایم بر اساس اعتقادات خودمان بوده و الان هم چیزی از کسی بابت این موضوع نمیخواهیم ولی به عنوان یک ایرانی و یک شهروند فردیسی به دنبال احقاق حقوق خودمان هستیم، آن هم نه برای خودمان که دیگر از ما گذشته بلکه به خاطر فرزندانمان که به دلیل نبود امکانات کافی هر روز در پیش دیدگانمام در کوچه و خیابان سرگردان هستند». آنچه در پی میآید گزارش کامل این دیدار است. هماهنگی این دیدار از طریق قربانعلی مشهدی از اعضای شورای معتمدان محلات و از ساکنان قدیمی شهرک سپاه، صورت گرفته است.
بارها در جلسات مختلف شاهد گلایهها و نارضایتی اهالی شهرک سپاه از وضعیت نابهسامان این منطقه بودیم که تا پیش از حضور در منطقه تصور میکردیم شاید در خصوص مشکلات اغراق میشود ولی زمانی که خودمان جهت تهیه گزارش به این محله مراجعه کردیم، متوجه شدیم مسائلی که اهالی مطرح میکردند شاید از مشکلات واقعی این شهرک کمتر هم باشد.
سعید غیاثی از ساکنان و معتمدان فعال شهرک سپاه که از اولین ساکنان این منطقه محسوب میشود صحبت را اینگونه آغاز کرد: «حدود سال 68 سپاه اعلام کرد که برای پرسنل در منطقه فردیس قصد ساخت واحدهای ویلایی دارد و ثبت نام از متقاضیان آغاز شد» وی ادامه داد: «پس از واریز مبالغ بنیاد تعاون سپاه ساخت این ساختمانها را آغاز کرد».
وی افزود: «زمین این شهرک طی قراردادی از سوی سازمان مسکن و شهرسازی به شرکت شهرکسازی که مسوولیت آن به عهده مهندس ترقی بود واگذار شده بود و قرار بود بر اساس نقشهی مصوبی که در آن علاوه بر واحدهای مسکونی تمامی سرانههای خدماتی، آموزشی، فرهنگی، بهداشتی و تجاری در آن پیشبینی شده بود، کار انجام شود.
از سال 72 به تدریج اهالی در این منطقه ساکن شدند و از همان زمان به دنبال حل مشکلات محله بودند زیرا نبود زیرساختهای لازم برای سکونت وجود نداشت، البته با یک تفاوت که اوایل به دنبال حل مشکل خودمان بودیم، ولی در حال حاضر به فکر حل مشکلات فرزندانمان هستیم».
غیاثی تصریح کرد: «اهالی این شهرک عموماً از قدیمیهای سپاه هستند که در حال حاضر بازنشسته شدهاند و در یک کلام جزو ثروتمندان محسوب نمیشوند که بتوانند برای جوانانشان خانه و زندگی فراهم کنند و مجبورند تا برای سر و سامان دادن به زندگی آنها بخشی از منزل خود را برای آنها در نظر بگیرند، ولی به واسطهی بلاتکلیفی حتی امکان بازسازی منازل خود را نیز نداریم».
این معتمد قدیمی در ادامه با اشاره به نبود زیرساختها و عدم اجرای تعهدات شهرکساز گفت: «شبکه برق موجود در شهرک به هیچ عنوان استاندارد نیست و توان کشش مصارف اهالی را ندارد؛ وضعیت به گونهای است که حتی کارمندان اداره برق در بازدیدی که از محل داشتند به این موضوع صحه گذاشتند و شبکه موجود را شبکه غیراصولی قلمداد کردند».
وی افزود: «در مورد آب نیز تا چهار سال قبل وضعیت نامطلوبی داشتیم و پس از آنکه آبفا شبکهی آبرسانی را تحویل گرفت تا حدود شانزده ماه قبضی برای اهالی صادر نشد و پس از آن نیز به یکباره مبالغی حدود ششصد تا هشتصد هزار تومان برای هر خانه قبض آب آمد و این در حالی بود که تا پیش از آن فقط در هر دوره هزینهی پرداختی هر خانوار بین دو تا چهار هزار تومان بود».
قربانعلی مشهدی یکی دیگر از معتمدان قدیمی و از اعضای شورای معتمدان محلات به نبود امکانات بهداشتی در محله اشاره کرد و گفت: «اکثر ساکنان از جانبازان هستند که در بین ایشان جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان نیز وجود دارد، به همین دلیل نیاز به دریافت خدمات درمانی و بهداشتی خاصی بوده که متأسفانه از آن بیبهره هستند».
وی تأکید کرد: «تمام اهالی، دفترچه بیمه و حتی بیمههای مکمل دارند ولی بهواسطهی نبود درمانگاه یا بیمارستان دولتی مجبور به عزیمت به کرج برای درمان هستند. البته یک درمانگاه خصوصی به تازگی در محله افتتاح شده است که به علت نداشتن قرارداد با بیمه، نرخ تعرفهها به صورت آزاد محاسبه میشود که عدهی بسیار کمی از اهالی توان پرداخت آن را دارند».
مشهدی تأسیس خانه بهداشت در این منطقه را حداقل اقدام لازم در بخش بهداشت دانست و گفت: «در اکثر روستاهای حتی دورافتاده کشور دستکم یک خانه بهداشت و مرکز تنظیم خانواده که واکسیناسیون و امورات ابتدایی درمانی را انجام میدهند وجود دارد، ولی در این محله حتی از داشتن این حداقل هم محروم هستیم».
داوود فلاح اصل که او هم از ساکنان قدیمی و معتمدان محله است از پیگیریهای مستمر خود برای حل مشکلات منطقه گفت: «از سالها قبل به هر کجا که فکر میکنید مکاتبه کردهایم. از شهردار و فرماندار و نماینده مجلس گرفته تا استاندار، ریاست جمهوری و وزارت مسکن و شهرسازی، ولی متأسفانه گوش کسی به حرف ما بدهکار نیست و هر کدام حل مشکل را به گردن دیگری میاندازد».
وی افزود: «بچههای اهالی هیچ جای برای گذراندن اوقات فراغت خود به جز خیابانهای شهرک ندارند، نه پارک، نه فرهنگسرا، نه مجتمع ورزشی و نه حتی وسایل ورزش صبحگاهی که در حال حاضر در تمام نقاط دورافتاده هم وجود دارد. البته کمبودهای محل تنها این اقلام نیستند بلکه نبود بازارهای میوه و ترهبار و درمانگاه و مراکز بهداشتی و دبیرستان دخترانه نیز از دیگر کمبودهای مهم در شهرک سپاه است».
فلاح اصل با اشاره به ساخت مسجد توسط اهالی گفت: «مسجد این محل یکی از زیباترین و بزرگترین مساجد فردیس است که تماماً با کمک اهالی ساخته شده است و اگر همت اهالی نبود هیچ مرکز مذهبی در منطقه وجود نداشت».
سعید غیاثی گفت: «شهرداری منطقه به این بهانه که هنوز شهرک را تحویل نگرفته است از ارائه هرگونه خدماتی به منطقه خودداری میکند. در حال حاضر نظافت معابر و جمعآوری زباله توسط شهرکساز انجام میشود که به هیچ عنوان وضعیت مطلوبی ندارد و بعضاً زبالهها تا چند روز در منازل باقی میمانند و بوی بد آن باعث آزار اهالی میشود».
وی افزود: «آسفالت هم که جای خود را دارد. در 10 کیلومتری کلانشهر کرج هنوز بسیاری از معابر خاکی هستند و آنهایی هم که آسفالت دارند به قدری کیفیتشان پایین و قدیمیست که با خیابانهای خاکی خیلی تفاوت ندارند».
غیاثی به حضور مسوولین مختلف در شهرک و قول مساعد ایشان برای حل مسائل اشاره کرد و گفت: «مسوولان بسیاری پس از پیگیریهای فراوان اهالی در منطقه حاضر شدند و قول مساعد برای حل مشکلات دادند که هیچکدام عملی نشد. سال قبل عباسی در مسجد سخنرانی کردند و گفتند شهرکساز را مجبور خواهیم کرد که سرانههای خدماتی را کامل کند و شهرک را تحویل بدهد، قولی که هنوز منتظر عملی شدن آن هستیم».
مشهدی در ادامه صحبتهای غیاثی گفت: «چند مرتبه فرمانداری طی نامهی مکتوبی از شهرداری خواسته تا نسبت به تحویل گرفتن شهرک و ارائه خدمات به آن اقدام کند، ولی شهرداری هنوز هیچ اقدامی نکرده است. جالب اینجاست که از یک طرف میگویند شهرک را تحویل نگرفتهایم، پس نمیتوانیم خدمات ارائه کنیم اما از سوی دیگر برای ما قبض عوارض صادر میکنند و این در حالی است که بعد از غروب آفتاب شهرک در تاریکی کامل به سر میبرد و هیچ روشنایی در معابر وجود ندارد».
وی افزود: البته همیشه در ایام انتخابات آقایان برای جلب نظر اهالی و رأی گرفتن در محل حاضر میشوند و وعدههای فراوانی میدهند اما به محض انتخاب شدن دیگری حتی پس از چندین بار دعوت از ایشان، حاضر نیستند در منطقه حاضر شوند.
غیاثی میگوید: برای حل مشکلات ما آیا شانزده سال پیگیری کافی نیست؟ اگر شهرکساز و شهرداری به هر دلیلی با هم مشکل دارند چرا مردم باید تاوان آن را پس بدهند؟ تا کی قرار است ما منتظر اقدام آقایان برای حل مشکلات خودمان باشیم؟ نمیگویم به عنوان یک عده ایثارگر، به عنوان یک شهروند که حقوقی دارد چرا نباید به مشکلات ما رسیدگی کنند؟
حرفها و گلایههای نمایندگان اهالی همچنان ادامه داشت و زمان و فرصت ما اندک و مجبور به خداحافظی با ایشان بودیم. در طول مسیر بازگشت به این مسأله فکر میکردیم که آخر چگونه ممکن است بعد از این همه سال پیگیری هنوز مسوولان چارهای برای حل مشکلات اهالی پیدا نکرده باشند؟
شهرکساز شهرک سپاه مانند برخی دیگر از شهرکسازان که یا متواری شدهاند و یا ورشکسته، نیست بلکه در حال حاضر در منطقه فردیس مشغول به فعالیت است. آیا این امکان وجود ندارد که با طرح دعوی علیه وی در مراجع قضایی ادامه کار دیگر پروژههای در حال ساخت او را منوط به اجرای تعهدات قبلی وی در شهرک سپاه کنند؟
در جلسهای که با حضور رئیس مسکن و شهرسازی استان تهران برگزار شده بود، مشکینی خطاب به شهردار منطقه گفت: «چرا مشکلات خود را به دوش ما میاندازید؟ مسکن و شهرسازی تنها ناظر عالیه در این شهرک بوده، آن هم زمانی که شهرک در خارج از محدودهی شهری قرار داشته ولی در حال حاضر این شهرک در داخل محدوده شهر است و مسکن و شهرسازی اگر بخواهد هم نمیتواند در این منطقه طبق قانون اقدامی انجام بدهد، اما این آمادگی را دارد که هر نوع همکاری با شهرداری در این خصوص را داشته باشد».
در جلسهی دیگری نیز که در سالن اجتماعات باشگاه میلاد برگزار شد، مقرر شده بود تا کمیتهای با حضور نمایندهی شهرداری و فرمانداری به همراه قوه قضاییه در این خصوص چارهاندیشی کنند و با طرف شکایت در مراجع قضایی، شهرکساز را مجبور به ایفای تعهدات خود کند؛ موضوعی که مانند سایر تصمیمات به هیچ نتیجهی مشخصی نرسید و اهالی همچنان درگیر مسائل و مشکلات هستند.
دائم حرف یکی از اهالی در ذهنمان میچرخید که میگفت اگر یکی از مسوولین در این محل ساکن بود و از نزدیک شاهد رنج و خانوادهاش میبود و مانند ما عرق شرم بر پیشانیاش مینشست، این مشکلات پس از گذشت 16 سال همچنان لاینحل باقی میماند؟
منبع خبر هفته نامه نوین
وجود مشکلات فراوان در نواحی و مناطق حاشیهای فردیس موضوع جدیدی نیست، اما
وضعیت نابهسامان فلکه پنجم که در مرکز و جبههی اول فردیس قرار دارد و به نوعی یکی از ورودیهای آن محسوب میشود از آن دسته مسائلی است که به اصطلاح «تو ذوق میزند».
فلکه پنجم فردیس از سایر میدانهای مرکزی فردیس بزرگتر است و به همان میزان از مشکلات بیشتری رنج میبرد. نابهسامانی ایستگاههای تاکسیهای خطی، دست فروشان، وضعیت نامناسب آسفالت، سرگردانی عابرین پیاده، نبود روشنایی کافی و فروشندگان موار مخدر از عمده مسائل این منطقه است.
از آنجاییکه ابتدای خط بسیاری از خطوط تاکسیها و مسافربرهای شخصی و ایستگاه سرویسهای کارخانجات و ادارات در این منطقه قرار دارد، ساماندهی این وسایل حمل و نقل عمومی از اولویتهای مهم آن است. ایستگاههای تاکسی به گونهای طراحی شدهاند (البته بشود اسم طراحی روی آن گذاشت) که بعضاً بخشی از پیادهروها را هم اشغال کرده است.
از سوی دیگر در ساعاتی از روز که مسافر کمتری وجود دارد صف تاکسیها در خیابانهای مجاور باعث کم شدن عرض معابر و سختی آمد و شد خودروهای عبور و عابرین پیاده شده است.
از طرفی وجود فروشندگان دورهگرد در معابر ورودی خیابانهای منتهی به فلکه پنجم، ضمن اشغال اندک فضای پیادهروهای موجود، خود عاملی شده است برای افزایش ترافیک این منطقه بهویژه در ساعات اوج رفت و آمد که مضافاً چهرهی نازیبای منطقه را نازیباتر کرده است. همانطور که دیدن چهرههای کاملاً مشخص (بخوانید تابلو) فروشندگان مواد مخدر و سیدیهای غیرمجاز علاوه بر تبعات سوء اجتماعی، چهرهی کریهی به آن داده است و درگیریهای گاه و بیگاه اینان باعث افزایش ناامنی در آن شده است.
سال گذشته پس از پیگیریهای مستمر اهالی بالاخره شهرداری اقدام به آسفالت فلکه پنجم و خیابانهای منتهی به آن کرد ولی بهواسطهی اجرای نامناسب آن و عدم زیرسازی مناسب پس از گذشت چند ماه بخشهایی از آسفالت نشست کرده است. این موضوع باعث شده تا علاوه بر افزایش تصادفات خسارتی در این منطقه با اندک بارشی، عبور از عرض خیابان برای عابرین پیاده به ویژه دانش آموزان و افراد مسن به سختی صورت بگیرد.
عدم رعایت شیببندی مناسب در اجرای آسفالت نیز باعث تشدید این موضوع شده است، به گونهای که بعد از هر بارش، آبهای سطحی به جای سرازیرشدن به جویهای اطراف در حاشیههای میدان جمع میشوند و تا چند روز پس از بارش هم این چالههای پر از آب باقی میمانند. در فصلهای سرد سال نیز یخ زدگی سطح خیابان باعث دردسر فراوان عابرین و افزایش آمار شکستگی پای اهالی میشود.
همانطور که اشاره شد اکثر سرویسهای مربوط به ادارات و کارخانجات در فلکه پنجم ایستگاه دارند، ولی نبود روشنایی کافی در فلکه پنجم و اطراف آن باعث شده که افرادی که منتظر سرویس در ساعات اولیه صبح یا هنگام بازگشت از کار بعد از غروب آفتاب هستند با معضلات بسیاری مواجه شوند. این در حالی است که تا بیش از نصب المان به قوارهی وسط میدان، در آن محل پایهی نورافکنهای قوی نصب بود، که علاوه بر تأمین روشنایی خود فلکه، بخشی از خیابانهای منتهی به آن را نیز روشن میکرد.
یکی از خیابانهای پررفت و آمد منتهی به این فلکه، بلوار شهرک ناز است که مدتهاست بخشی از آن به صورت خاکی باقی مانده است. البته زیرسازی آن قبل از عید انجام شد ولی به دلایلی که مشخص نیست کار رها شد و از اواخر فروردین مجدداً عملیات زیرسازی آن در حال انجام است. کاری به اینکه چرا پس از انجام زیرسازی پروژه تعطیل شد تا بر اثر بارشها و عبور و مرور از بین برود که بخواهند دوباره با صرف هزینهی مجددی آن را درست کنند و سرعت پایین اجرای آن، نداریم ولی دو طرفه شدن بخشی از مسیر یکی از باندهای این بلوار به واسطهی خرابی باند مقابل آن بسیار خطرناک است، زیرا رانندگان عبوری که آشنایی با مسیر ندارند پس از طی چند کیلومتر در باند جنوبی بلوار به صورت یک طرفه با عبور ترافیک از سمت مقابل مواجه میشوند.
نبود علائم هشدار دهندهی نوری و کمبود علائم شبرنگ میتواند باعث بروز تصادفهای خطرناکی باشد و لازم است هر چه سریعتر شهرداری نسبت به نصب علائم و ایمن سازی آن اقدام کند.
منبع خبر هفته نامه نوین
اشاره: در ادامه سلسله نشستهای مردمی بررسی مشکلات محلات مختلف فردیس این بار در جمع ساکنین تعدادی از مجتمع های شهرک ناز حاضر شدیم این دیدار با کمک شورای عالی معتمدین محلات فردیس و آقای باقری یکی از ساکنین شهرک و از اعضای شورای معتمدین صورت پذیرفت.
از بدو ورود به حسینیه کوچک شهرک و حضور در جمع اهالی و شنیدن سخنان ایشان، دائم یک معروف در ذهنمان می چرخید که «برعکس نهند نام زنگی، کافور» زیرا این ضرب المثل کاملاً در مورد شهرک ناز صدق می کند. شهرکی که همه چیز دارد به جز «ناز» تنها در صورتی می توان آن را «ناز» ناحیه که آن را مخفف عبارت نبود امکانات زیست، دانست.
شهرک ناز در جنوب فردیس واقع شده است و از دو طریق می توان به آن دسترسی داشت. یک مسیر از مشکین دشت و مسیر دیگری از فلکه پنجم فردیس؛ به عبارت دیگر این منطقه در اراضی شرق مشکین دشت و غرب فردیس قرار گرفته است.
از سالهای ابتدایی دهه ی 70 این منطقه از طریق مسکن و شهر سازی در اختیار اشخاص حقیقی و تعاونی ها مسکن ادارات و سازمانها قرار گرفته و مجتمع های مسکونی مختلفی با اسامی متفاوت آن در آن ساخته شده اند. مجتمع هایی مانند کاشانی پور، کشتیرانی، آرد گندم، هما، پارس توشیبا، پرناز و ... که ساکنین آن علاوه بر مشکلات خاص هر مجتمع در چند مورد اساسی مشکلات مشترکی دارند که در یک کلام ناشی از عدم اجرای کامل تعهدات شهرک ساز ها و متواری شدن و یا پاسخگو نبودن آنها است.
عدم تنظیم اسناد مالکیت و نداشتن پایان کار، فقدان کنتور برق و اجبار ساکنین به استفاده از برق غیر مجاز، عدم تحول چاه آب شرب توسط آبفا و عدم بهره مندی از کمترین زیر ساختهای مورد نیاز برای سکونت افراد در منطقه و مهمتر از همه نبود امنیت کافی از عمده مشکلات عمومی ساکنین این منطقه است.
عمده ی ساکنین این محله از اقشار کم درآمد و کارمندان و بازنشستگان هستند که با آرزوی خانه دار شدن تمام اموال خود را به حراج گذاشتند و با اندک پس اندازهایشان که حاصل یک عمر زندگی است و با کلی قرض و با وجود عدم اجرای تعهدات توسط شهرک سازان به ناچار در این مجتمع های نیمه کار ساکن شده اند و هر روز با انبوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. از آنجایی که در این دیدار میزبان اصلی ما اهالی مجتمع کاشانی پور بودند، بیشتر موضوعات مطرح شده مربوط به ایشان است ولی همان طور که ذکر شد بخش عمده ای از مشکلات عمومی بوده و همه اهالی را آزار می دهد.
جلسه با مقدمه ای از سوی باقری آغاز می شود." در سال 1371 شرکتی با نام شرکت عمران و آبادانی مسکن ایران که هیچ ارتباطی با سازمان مسکن ندارد با انتشار اطلاعیه ای اقدام به پیش فروش آپارتمان می کند. باقری این را گفت و ادامه داد " عده ای کارگر و کارمند زحمتکش که عمدتاً از اقشار کم درآمد و محروم بودند با رویای صاحب خانه شدن و تصور اینکه این شرکت از زیر مجموعه های سازمان مسکن است(موضوعی که مدیران شرکت نیز داعیه دار آن بودند) به آنها اطمینان کرده و با فروش اموال خود تمام اندوخته ی زندگی خود را در اختیارشان قرار می دهد.
این معتمد محلی گفت: آپارتمانهایی که قرار بود 18 ماهه تحویل داده شوند به دلایل واهی تا سال 75 عملیات ساخت را به تعویق می اندازند و از آن تاریخ عملیات اجرایی آن آغاز می شود. این شرکت در ادامه فعالیت با تنظیم سند رهنی رسمی کل مجتمع را در رهن بانک قرار می دهد و تسهیلات بانکی تحت عنوان «اسکان 77» دریافت می کند اما متأسفانه از هزینه کرد آن در پروژه خودداری کرده و آن را در جایی دیگر سرمایه گذاری می کند. به این ترتیب وام مذکور به خریدارانی تحمیل می شود که اکثریتشان از کل مبلغ توافقی املاک 4/3 آن را پرداخت کرده بودند و قرار 4/1 باقی مانده را پس از اتمام کار و تنظیم سند پرداخت کنند.
باقری افزود: آپارتمانها نیمه کاره رها شده و صاحبان شرکت متواری شدند و ساکنین نیز ناچار از انجام باقیمانده امورات با هزینه های مشخصی شدند ولی به دلیل نداشتن پایان کار از خدمات شهری بی بهره ماندند".
وی تأکید کرد: تمامی سرانه خدماتی مورد نیاز مجتمع اعم از فضاهای تجاری، اداری، امنیتی، بهداشتی، مذهبی، فرهنگی و ورزشی در نقشه های اجرایی و در واقعیت دیده شده و وجود دارد اما از آنجایی که متولی برای واگذاری آنها وجود ندارد کار همین طور بلاتکلیف باقی مانده است.
موضوع برق منطقه یکی از مشکلات اساسی شهرک ناز است. هنگام ساخت مجتمع طی توافقی بین شهرک ساز و اداره برق قرار می شود شرکت برق در مقابل دریافت شش هزار متر زمین برای ساخت تأسیسات فنی و اداری مورد نیاز خود، هشت هزار اشتراک رایگان به ساکنین مجتمع با معرفی شهرک ساز ارائه کند. در همان زمان زمین تحویل اداره برق شد و ساختمان و تأسیسات در آن ساخته و مورد بهره برداری قرار گرفته و شهرک ساز نیز شبکه های اصلی و فرعی را تهیه و نصب کرده است اما هنوز از نصب کنتور خبری نیست.
یکی از اهالی می گفت: حتی با وجود پرداخت هزینه ی حق انشعاب و جریمه مربوط به استفاده غیر مجاز از برق هم شرکت برق همچنان از نصب کنتور سرباز می زند که پس از هر بار مراجعات فراوان مسئولی را به انجام تعهدات شرکت برق قانع می کنیم. با جا به جاشدن آن مسئول، دوباره همه چیز از نو شروع می شود و به این دلیل است که پس از گذشت سالها همچنان این مشکل پابرجا باقی مانده.
آب نیز مشکلات خود را دارد. منطقه دارای چاه آبی است که با وجود بخشنامه های که آبفا را ملزم به تحویل گرفتن آبرسانی های محلی می کند هر بار به بهانه ای از این کار خودداری کرده و تأسیسات آب و چاه آن با هزینه اهالی نگهداری می شود.
خانم خانه داری با اشاره به کیفیت نامطلوب آب شرب منطقه می گفت: همین آب بی کیفیت هم اکثراوقات فشار ندارد و با بروز کوچکترین مسأله ای در تأسیسات آبرسانی آب قطع می شود کما اینکه سال گذشته 20 روز آب قطع بود.
فرد دیگری از اهالی برخی زد و بندهای پشت پرده و اعمال نفوذ های شهرک ساز اشاره می کند و می گوید : 15 بلوک از 20 بلوک مجتمع دارای صورت مجلس تفکیکی و پایان کار است! یعنی 11 سال پیش به ساختمانها پایان کار داده اند که بعد از گذشت این زمان و انجام بسیاری از اصلاحات توسط مالکین با هزینه های شخصی هنوز تکمیل نشده اند!
یکی از اهالی که می گفت بازنشسته نیروهای مسلح است و از بد روزگار و اجبار زمانه در این منطقه ساکن است با چهره ای بر افروخته می گفت: آن قدر درمورد سند مالکیت و برق و آب حرف زدیم که دیگر خسته شدیم واجب تر از تمام این مسائل امنیت است. آقا ما اینجا امنیت نداریم به محض تاریک شدن هوا دیگر جرأت نمی کنیم برای کاری از منزل خارج شویم. اگر هم مجبور باشیم باید لقمه ای نان برای جلوگیری از حمله سگهای ولگرد و مقداری پول برای جلوگیری از حمله اوباش همراه داشته باشیم. با این حرف ناگهان درد و دل اهالی شروع شد. یکی از حضار در جلسه، پدری بود که چند روز قبل پسرش مورد حمله ی اوباش قرار گرفته بود و با حرارت تمام موضوع را شرح میداد و گفت : سه روز قبل پسرم حدود ساعت 8 از محل کار برگشته بود در حالی که به سمت منزل در حرکت بود دو موتور سوار به او نزدیک می شدند و به بهانه پرسیدن آدرس اورا متوقف می کنند. سپس ضرب ایراد و ضرب حرج و بریدن بخشهایی از گردن وی با چاقو، پول نقد و تلفن همراه اورا سرقت می برند.
خانم خانه داری می گفت: ما دختر جوان داریم و هر بار که برای کاری از منزل خارج می شوند تا زمان بازگشت آنها در اضطراب و نگرانی به سر می بریم. جالب اینجاست که از وسط بلوار شهرک به سمت شرق در حوزه استحفاظی کلانتری فردیس است و سمت غرب نیز مربوط به مشکین دشت است که همین موضوع نیز مشکلات فراوانی را برای اهالی به وجود آورده است. به هر کدام که می گوییم به ما جواب می دهند مربوط به ما نیست و به دیگری مربوط است و اراذل و اوباش هم این را می دانند و از آن سوءاستفاده می کنند.
این در حالی است که زمینی برای ساخت پاسگاه در شهرک ناز اختصاص پیدا کرده و عملیات ساخت آن نیز به اتمام رسیده است اما هنوز تجهیز و راه اندازی نشده است. راه اندازی این پاسگاه می تواند وضعیت امنیت منطقه را تا حد مطلوبی افزایش دهد.
دیگری می گفت: اینها مسائل عمده و کلی است اما کارهای زیادی هست که هیچ اقدامی برای آن صورت نمی گیرد. سالهاست هر کدام از آقایان که به عنوان شهردار فردیس انتخاب می شوند قول می دهند که معابر شهرک آسفالت شود اما به جز یکی دو مورد آن هم به طور ناقص از آسفالت خبری نیست و فقط گاهی اوقات آسفالت های سرد و بازیافتی را در برخی معابر پخش می کنند. با کوچکترین بارشی تمام منطقه پر از گل و لای می شود.
خانمی از اهالی مجتمع هما می گفت: مجتمع ما نه گاز دارد و برق، با وجودی که پول آنها را دادیم برق منازل ما از برقی که برای کارگاه ساختمان سازی تعلق دارد کشیده می شود و ولتاژ پایین و نوسانات آن باعث سوختن بسیاری از وسایل برقی خانواده ها شده است.
در منطقه ای که حدوداً دوازده هزار تن ساکن هستند درمانگاه، مطب پزشک، تزریقات، داروخانه، مسجد، سوپرمارکت و مکانی برای ورزش وجود ندارد و برای کوچکترین خرید اهالی باید بروند شهر(اصطلاحی که اهالی برای رفتن به فردیس به کار می برند). نبود فضای سبز و پارک و فقدان روشنایی در منطقه به شدت به چشم می آید.
حرف ها و گلایه های ساکنین ادامه داشت. زمانی که از ایشان جدا می شویم دائم به این موضوع فکر می کردیم که اینها مشکلات یکی از روستاهای دورافتاده ی ایلام و یا سیستان و بلوچستان نیست، بلکه مشکلات مردمی است که در سی کیلومتری تهران ساکن هستند و این جمله را تکرار می کردیم که برای عبور امن از این منطقه یک لقمه نان باید داشت و مقداری پول برای دزدها.
منبع خبر هفته نامه نوین
با خبر شديم آقای عباسی شهردار محترم فرديس در سوگ فقدان پدر خانم گرامیشان به سوگ نشسته اند .
خبر اعلام موجودیت دو گروه جدید از معتمدین محلی در فردیس در ماه های پایان سال 88 واکنش های متفاوتی را در پی داشت.
برخی از معتمدین قدیمی تر روی خوشی به این موضوع نشان ندادند و معتقد هستند که با افزایش تعداد گروه های معتمدین امکان افزایش برخی سو استفاده ها وجود دارد، ضمن اینکه هدر رفتن انرژی و توان گروههای معتمدین را به دنبال خواهد داشت. اینان تاکید دارند که اگر هدف خدمت است نیازی به ایجاد ساختارهای جدید نیست بلکه افراد می توانند در قالب گروه هایی قدیمی موجود سازماندهی شده و فعالیت خود را آغاز کنند.
این درحالی ست که موسسین گروه های جدید ناکارآمدی سیستم پیگیری مطالبات مردمی در گروه های قدیمی، مماشات قدیمی ترها با مسئولین به واسطه ی دوستی های به وجود آمده بین ایشان در طول زمان و نیاز به وجود نگاه و رویکرد جدیدتر را از جمله دلایل مهم برای تشکیل گروه های جدید معتمدین می دانند.
در این بین مسئولین و مقامات رسمی نیز دو نوع برخورد با موضوع دارند. عده ای به دنبال آن هستند که به هر نحوی از مقابله ی مستقیم با موضوعات این چنینی پرهیز کنند و با تایید حرف هر دو طرف ماجرا به دنبال برقراری صلح و صفا باشند و با شعار وحدت و همدلی بدون هیچ موضع گیری قاطعی به فکر حفظ محبوبیت افزایش و آراء احتمالی در انتخابات باشند.
گروه دیگری نیز که از پیگیری ها، سماجت و بعضاً تقابل گروه های قدیمی تر با خود دل خوشی ندارند، با تعداد گروه های معتمدین موافق هستند. دلیل نیز بسیار روشن است؛ وقتی موضوعات از مجاری مختلفی تحت عنوان واحد معتمدین پیگیری می شود بهترین بهانه به دست این گروه از مسئولان داده می شود. به این ترتیب که در مقابل درخواست مثلاً تامین روشنایی فلان خیابان و یا محله توسط گروهی از معتمدین با بیان جملاتی مانند "ما که آخر نفهمیدیم باید چکار کنیم! دیروز یک عده ی دیگر آمده بودند و می گفتند از معتمدین محلی فردیس هستند و با کلی سر و صدا می خواستند که روشنایی محله ی دیگری را تامین کنیم و امروز شما آمده اید چیز دیگری می خواهید" و یا "این طوری که نمی شود کارکرد، حرفهایتان را یکی کنید و بعد به ما اعلام کنید" و به راحتی از زیر تمام حرکتهای احتمالی شانه خالی کرده و کاری نمی کنند و یا اینکه کاری را که می خواهند انجام میدهند!
کاملاً واضح است که عدم برنامه ریزی و نظارت صحیح از سوی فرمانداری در ساماندهی و شناسایی معتمدین محلی و عدم تشویق ایشان به طی مراحل قانونی ثبت سازمان های مردم نهاد نه تنها بروز نابسامانی و تفرقه در بین حرکت های خودجوش مردمی می شود، بلکه امکان ورود و فعالیت برخی افراد فاقد صلاحیت تحت پوشش جایگاه رفیع و محترم معتمدین محلی شده که این امر به بی اعتمادی مردم ختم خواهد شد.
از سوی دیگر مسئولین و اشخاص ذی نفوذ در منطقه که از مسئولیت مردمی برخوردار هستند لازم است با دقت نظر بیشتری مسائل را مورد بررسی قرار دهند تا به طور ناخواسته باعث هویت بخشی به گروه های که فاقد افراد صلاحیت دار هستند، نشوند.
از سوی دیگر وجود گروه های فعال اجتماعی با سلایق مختلف در یک جامعه نشان از پویایی آن دارد و به جلب حداکثری شهروندان به فعالیت های اجتماعی خواهد شد. پس به نظر می رسد برای بهره گیری از این پتانسیل راه حل میانه و معقول این باشد که افرادی که به دنبال تشکیل گروه هایی جدیدی تحت عنوان معتمدین محلی در فردیس هستند تا زمانی که مراحل ثبت قانونی گروه خود را در قالب سازمان های مردم نهاد به پایان نرسانده اند، در گروه های قانونی و شناسنامه دار موجود سازماندهی شده و مشغول به فعالیت شوند.
به این ترتیب، هم شهر و هم شهروندان از خدمات این افراد بهره مند می شوند و هم ایشان می توانند تا زمان ثبت رسمی گروه خود به کم و کیف امور آشنا شده و تجربه اندوزی کنند، ضمن اینکه از تشکیل گروه های فصلی و موقتی که تنها در نزدیکی ایام انتخابات فعال می شوند و سوء استفاده های احتمالی از نام معتمدین جلوگیری می شود.
هفته نامه نوين
در دو جلسه ابتدایی سال 89 از سلسله جلسات هفتگی شورای معتمدین محلات فردیس،
اعضا بر سر تغییر در نگرش و نحوه ی پیگیری مطالبات شهروندان از مسئولین به توافق رسیدند. به گزارش خبرنگار ما در اولین جلسه شورای معتمدین محلات فردیس در سال 89 خبر مسرت بخش ثبت قانونی شورا توسط عباس قاسم خانی اعلام شد و ادامه داد: شورای محلات فردیس از سالیان دور وظیفه پیگیری مطالبات مردم منطقه را به عهده داشتند و در این مدت خدمات شایانی را ارائه کرده است و دیگر زمان آن بود که با ثبت قانونی آن پایه های این شورا برای همیشه مستحکم شود و از این پس با قوت بیشتری کار را ادامه دهند.
قاسم خانی با تأکید نقش بر جسته معتمدین محلی گفت: معتمدین محلی در واقع بسیج دوم هستند زیرا همانند آنها از درون اقشار جامعه و بدون هیچ چشم داشتی برای حل مسائل مردم پیش قدم شده است اما این بدان معنی نیست که در مقابل برخی حاشیه ها ساکت بماند. برخورد های دوگانه از سوی مسئولین و کم توجهی ایشان نسبت به معتمدین اخیراً شدت گرفته است، اما هدف ما مقدس است و هیچ چیزی نمی تواند مانع از حرکت رو به جلوی معتمدین باشد.
مسئول شورای محلات فردیس در ادامه با انتقاد از برخی رفتار های غیر قابل قبول از سوی تعدادی از مدیران میانی شهرداری منطقه 3 گفت: وظیفه شهرداری رسیدگی به امورشهروندان است و برای انجام این وظیفه لازم است تا با مردم تعامل و رفتار مناسبی داشته باشند نه این که برای دیدار به هر مسئولی نیاز باشد از هفت خوان رستم منشی ها و دفتر داران بگذریم و ساعتها پشت در اتاق یک مدیر معمولی به انتظار بنشینیم.
وی تأکید کرد: قصد داریم از این پس کلید رفتارهای نامناسب اداری پرسنل شهرداری و مدیران شهرستانی را که پاسخگویی مناسبی ندارند و از تنظیم وقت ملاقات به دلایل گوناگون سر باز می زند از طریق هفته نامه نوین به اطلاع عموم شهروندان برسانیم.
قاسم یوسفی دیگر عضو قدیمی و موثر شورای معتمدین محلات در ادامه جلسه با تأیید سخنان قاسم خانی گفت: متأسفانه رفتار پرسنل شهرداری در پاره ای از موارد بدتر از شیوه های ارباب و رعیتی قدیم است و ظاهراً آقایان فراموش کرده اند که آنها خدمتگذاران مردم هستند نه آقا بالاسر آنها و آنچه را که به عنوان حقوق دریافت می کنند از پولهای همین مردمی است که به آنها جواب سربالا می دهند.
یوسفی با اشاره به آمارهای ارائه شده از سوی شورای شهر گفت: خود آقایان در شورا می گویند حدود 90 درصد پرسنل در کل شهرداری فاقد مدارک دانشگاهی و تخصصی لازم هستند که همین موضوع باعث می شود ضمن تحمیل هزینه های سنگین پرسنلی به شهرداری، ما شاهد بازده کم و نا مطلوب فعالیت ایشان باشیم.
این معتمد محلی با انتقاد از برخی مسئولان شهرداری منطقه 3 اظهار داشت: روابط عمومی محلی است برای برقراری ارتباط دو سویه بین مردم و مسئولان شخصی که مسئولیت روابط عمومی را به عهده دارد باید مظهر این ارتباط باشد، شخصی که روی گشاده و با سعه صدر به حرفها و شکایات مردم گوش کند و با حضور فعال در گروه ها و تشکل های مردمی حلقهی وصل مردم و مسئولان شهرداری باشد که متأسفانه این گونه نیست و کمتر شهروندی را پیدا می کنید که پس از دیدار با وی چنین نظری در مورد وی داشته باشد.
یوسفی از برخورد دوگانه مسئول خدمات شهر منطقه با موارد یکسان گفت: اخیراً در یکی از مناطق فردیس اختلافی بر سر ملکی بین دو مدعی آن بوجود آمد و موضوع در دادگاه در حال رسیدگی است و قاعدتاً تا مشخص شدن نتیجه نهایی کار هیچ یک از طرفین حق استفاده از آن ملک را ندارند اما شهرداری با یکی از طرفین در نهایت سخت گیری و حتی فراتر از قانون برخورد می کند و حتی راننده ای که مشغول تخلیه مصالح در ملک مورد نظر را دستگیر می کند اما در مقابل اقدام طرف دیگر ماجرا نسبت به بلوک چینی اطراف ملک کرده است هیچ اقدامی از خود نشان نمی دهد.
در بازدید خبرنگار ما از این ملک صحت گفته های یوسفی مشخص شد.
در دومین جلسه هفتگی معتمدین محلات فردیس عزیز صدر نژاد؛ نائب رئیس شورای اسلامی شهر کرج حضور داشت که طی سخنان کوتاهی از برنامه های آتی خود برای حضور مستمر در جلسات معتمدین و انجام بازدید های دسته جمعی از سطح منطقه به اتفاق ایشان خبر داد.
در ادامه جلسه قاسم خانی با تشریح روند ثبت قانونی شورای معتمدین محلات فردیس، از برنامه های آتی این شورا برای تشکیل زیر مجموعه های تخصصی مانند موسسه خیریه، انجمن کارآفرینی و کمیسیون های تخصصی شورای محلات سخن گفت.
قاسم خانی تأکید کرد: در خواست ما از محلات مختلفی که تا کنون نمایندگان خود را در شورای محلات تعیین نکرده اند از این است که هرچه سریعتر با معرفی این افراد و حضور فعال در جلسات زمینه ساز آبادانی فردیس و محلات مختلف آن باشند.
جلسات شورای معتمدین محلات هر هفته روز های سه شنبه از ساعت 16 (4 تا 6 بعد ازظهر) در فرهنگسرای گلستان تشکیل می شوند و حضور شهروندان فردیسی در آن آزاد است.
هفته نامه نوين